راوى مىگويد : به گمان آن قوم منظور خالدبن عبدالملك اين بود كه جنازه بدبو شود ! مىگويد : مردم بخوردان و عود سود زيادى آوردند و اطراف جنازه گذاشتند ، و خواهرزادهء آن حضرت ؛ محمّدبنعبداللَّه عثمانى نزد عطرفروشى رفت كه عودش معروف بود چهارصد دينار عود از او خريد و آورد تا صبح آنها را در اطراف تابوت روشن كرد ، صبح كه شد آنها تمام شد و نماز صبح را كه خواندند ، خالد كسى را فرستاد بر جنازه نماز خواندند و آن را به خاك سپردند ؛ شيبةبن نصاح بر او نماز خواند .
يحيىبن حسين در خبر خود آورده است : كسى كه به چهارصد دينار عود خريد عبداللَّهبن حسن عليه السلام بود . « 1 »
معاد
1 - شيخ صدوق از زهرى نقل كرده است ، مىگويد : علي بن حسينبن علي بن ابىطالب عليهم السلام فرمود : « سختترين ساعات فرزند آدم سه ساعت است : ساعتى كه ملكالموت را مىبيند و ساعتى كه از قبرش به پا مىخيزد و ساعتى كه در محضر پروردگار تبارك و تعالى مىايستد ، يا به بهشت مىرود و يا به جهنم . » .
سپس فرمود : « اى فرزند آدم ! بهنگام مرگ اگر نجات يافتى كه خوش به حالت و اگر نه هلاك شدهاى ! و اگر موقعى كه در قبر مىنهند نجات يافتى خوش به حالت ، اگر نه به هلاكت رسيدهاى ! و اگر موقعى كه مردم از پل صراط مىگذرند نجات يافتى ، پس خوش به حالت و اگر نه هلاك شدهاى ! و اگر هنگامى كه مردم در محضر پروردگار به پا مىخيزند نجات
هامش
( 1 ) - الأغانى : 16 / 171 .