نمىشود . » . « 1 »
7 - از ابوحمزه ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : بر علي بن حسين عليهما السلام وارد شدم برايم تشكچهاى طلبيد و گسترد ، من روى آن نشستم ، غذايى آوردند كه هرگز مانند آن را نديده بودم ، به من فرمود : « بخور ! » عرض كردم : فدايت شوم ، شما چرا ميل نمىكنيد ؟ فرمود : « من روزه دارم » .
همين كه شب شد ، سركه و زيتونى آوردند ، افطار كرد و چيزى از آن خوراكى كه براى من آوردند ، نياوردند ! « 2 »
8 - از محمّدبن هيثم به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : ابوحمزه براى ما غذايى فراهم كرد و ما جمعى بوديم و چون ديد يكى از ماها استخوان را مىشكند فرياد زد : نشكن ! زيرا كه من خود شنيدم علي بن حسين عليهما السلام مىفرمود : « استخوانها را نشكنيد ! زيرا كه جنيان نيز از آن سهمى دارند ، پس اگر چنين كنيد ، هر چه خير است از خانه بيرون مىرود . » . « 3 »
9 - از حنانبن سدير ، از قول پدرش نقل كرده است مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام دوست مىداشت كه به خاطر اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خرما را دوست داشت ، مرد خرمادار را ببيند . » . « 4 »
10 - همو از هشامبن سالم نقل كرده است ، مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام از انگور خوشش مىآمد ، روزى روزه داشت موقع افطار كه اوّل فصل انگور بود ، كنيز آن حضرت خوشهء انگورى آورد ، در حضور امام گذاشت ، گدايى آمد خوشهء انگور را به وى داد ، كنيز چارهاى انديشيد و
هامش
( 1 ) - محاسن : ص 436 .
( 2 ) - همان : ص 440 .
( 3 ) - همان : ص 473 و كافى : 6 / 312 .
( 4 ) - محاسن : ص 531 .