مرگ را از آن حضرت ديدم ، عرض كردم : پدرجان ! امّ ايمن حديثى اين چنين برايم نقل كرد و دوست دارم كه از زبان شما هم بشنوم !
فرمود : دختر عزيزم حديث همانطور است كه ام ايمن براى تو نقل كرده است گويا من تو و زنان فاميل تو را مىبينم كه با ذلّت و خوارى اسير اين ديار شدهايد و بيمناكيد از اينكه مردم شما را بكشند ! صبر و استقامت كنيد ! به خدايى كه دانه را شكافته و هسته را خلق كرده است ، در آن روز بر روى زمين ، خدا را جز شما و دوستان و شيعيان شما دوست و ياورى نيست ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى ما نقل كرد ، آن موقعى كه اين خبر را داد كه ابليس ( لعنةاللَّه عليه ) در آن روز از خوشحالى پرواز مىكند و با شياطين و عفريتهاى خود تمام زمين دور مىزند و مىگويد : اى گروه شيطانها ، از ذريهء آدم كه طالب نابوديشان بودم ، به نهايت آن را ديديم و آنان را وارث دوزخ نموديم بجز اين دستهء از آدميان !
بنابراين كار شما به شك و ترديد واداشتن مردم دربارهء ايشان و وادار كردن مردم بر دشمنى ايشان و فريب دادن آنها و دوستان ايشان باشد تا اينكه گمراهى خلق و كفرشان را مستحكم كنيد و كسى از آنها خلاصى نيابد !
ابليس با اينكه بسيار دروغگوست به ايشان راست گفت : كه با وجود دشمنى شما هيچ عمل صالحى سودمند نيست و با محبّت و دوستى شما هيچ گناهى ، بجز گناهان كبيره زيانى نرساند .
زايده مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام پس از نقل اين حديث ، فرمود : اين حديث را داشته باش كه اگر در راه رسيدن به اين حديث يك سال سوار
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٥٣