42 - مسلمبن حجّاج از شعبةبن حكم ، از علي بن حسين عليهما السلام از قول ذكوان آزاد شدهء عايشه ، به نقل از عايشه آورده است ، مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چهارم يا پنجم ذيحجّه تشريف آورد و در حالى كه خشمگين بود بر من وارد شد ، عرض كردم : چه كسى شما را عصبانى كرده است يا رسول اللَّه ! خدا او را در آتش جهنم بيندازد !
فرمود : « مگر نمىدانى كه من به مردم دستور دادم و آنها ترديد كردند ؟ ! - حكم مىگويد : گويا آنها در اينكه آيا كفايت مىكند يا نه ترديد داشتند ! در حالى كه من اگر آغاز مىكردم ، تا وقتى كه حيوان قربانى را آب نخورده بود ، بازگشت نمىكردم ، تا آن كه آن را مىخريدم و بعد مُحِل مىشدم ( ز احرام بيرون مىآمدم ) همان طورى كه آنها بيرون آمدند . » . « 1 »
43 - همو از شعبةبن حكم نقل كرده است كه علي بن حسين عليهما السلام از ذكوان ، از قول عايشه ، نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چهارم و يا پنجم ذيحجه . . . . ( مثل حديث قبلى ) ولى چيزى راجع به شك و ترديد در حكم كه گفته باشد : آنها ترديد كردند ، ذكر نكرده است . « 2 »
46 - « 3 » ابن قتيبه ، از ابوحمزه به نقل از علي بن حسين عليهما السلام ، از پدرش ، از جدش علي بن ابىطالب عليهم السلام آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « هر كه از يارى برادر مسلمانش و تلاش در راه برآوردن حاجت او - برآورده شود يا نشود - خوددارى كند ، ناچار به برآوردن حاجت كسى شود كه هيچ اجر و پاداشى به او ندهند ! و هر كه حج را به خاطر حاجتى
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم : 2 / 879 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - احاديث شمارهء ( 44 و 45 ) از سنن ابىداوود : 2 / 210 و تاريخ بغداد : 13 / 198 به ترتيب همان حديثشمارهء ( 40 ) و شمارهء ( 39 ) بود ، لذا از تكرار در ترجمه خوددارى شد - م .