آقا و اى مولاى من ! من بندهء بدى براى تو هستم .
منم آنكه همواره گناه مىكنم و تو مىبخشى و پيوسته خود را در معرض بلا قرار مىدهم ولى تو عافيت مىبخشى ، و در معرض هلاكت قرار مىدهم ، نجاتم مىدهى ، و همچنان شب و روز در جابجائيم خود را ضايع مىكنم با وجود اين تو مرا نگاه مىدارى ! پستى مرا بلندى مىدهى ، و لغزش مرا ناديده مىگيرى ، و ناموس مرا مىپوشانى و به خاطر باطن و اعمال پنهانيم مرا رسوا نمىكنى و پيش برادران دينى مرا سرافكنده نمىسازى ، بلكه بديهاى بزرگ و رسواييهاى عظيم مرا پوشاندى و خوبيهاى ناچيز كوچك مرا كه در پيشگاهت انجام داده بودم آشكار كردى ، همهء اينها از باب لطف و احسان و انعام و كرم تو است .
وانگهى مرا فرمان دادى ، ولى من فرمان تو را نبردم ، و در مواردى نهى فرمودى ، و من خوددارى نكردم و نعمت تو را سپاسگزارى ننمودم و خيرخواهى تو را نپذيرفتم و حق تو را ادا نكردم و معصيت تو را ترك نگفتم بلكه با چشمم تو را نافرمانى كردم در حالى كه تو اگر مىخواستى نابينايم مىنمودى و اين كار را نسبت به من نكردى ، و با دستم نافرمانى تو را كردم ، در صورتى كه تو اگر مىخواستى دست مرا شل مىساختى ولى اين كار را با من نكردى .
و با پايم نافرمانى تو را كردم ، در حالى كه تو اگر مىخواستى پاى مرا قطع مىكردى ، و اين كار را با من نكردى . و با آلت تناسليم نافرمانى كردم ، در صورتى كه تو اگر مىخواستى مرا عقيم مىساختى ولى تو چنين نكردى ! و با تمام اعضا و جوارحم معصيت تو را كردم در حالى كه پاداش آن همه احسان تو اين نبود ! خدايا ! مرا ببخش ! مرا ببخش !
اينك من آن بندهء توام كه به گناهم اقرار دارم و با ذلّت و خوارى در
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣١