در آتش فرود مىآيم ؟ !
واى بر من ! كه هر چه عمرم طولانى مىشود ، گناهانم افزون ، توفيق توبه نمىيابم ! هم اكنون وقت آن است كه از پروردگارم شرم كنم ! »
سپس گريه كرد و گفت :
« اى نهايت آرزوها ! آيا مرا در آتش دوزخ مىسوزانى ؟
پس اميد من به ( رحمت ) تو ، وانگهى دلبستگى من به تو چه مىشود ؟
من با اعمال نارواى پستى به درگاهت آمده ام
و در ميان مخلوقات كسى چون من بزهكارى نيست ! »
و باز گريه كرد و عرضه داشت :
« خداوندا ! پاك و منزهى از گناه بندگان چنان چشم مىپوشى كه گويا نمىبينى و چنان صبر و شكيبايى مىورزى كه گويا كسى تو را نافرمانى نكرده است ، با رفتار خوش به قدرى بر بندگان محبت مىورزى كه گويى تو نيازمند ايشانى ! در حالى كه اى آقاى من تو بى نيازى ! »
آن گاه به حال سجده روى زمين افتاد ، نزديك رفتم و سرش را از زمين بلند كردم و بر دامن گرفتم و گريستم ؛ چند قطره اشكم به روى آن حضرت چكيد ، از جا بلند و نشست و گفت :
« اين كيست كه مرا از ذكر پروردگارم بازداشت ؟ » .
عرض كردم : من طاووسم ، اى پسر رسول خدا ! اين همه بى تابى و آه و ناله براى چه ؟ ما بايد اين چنين بناليم كه گنهكار و بزهكاريم ، شما كه پدرت حسينبن على و مادرت فاطمه زهرا و جدت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است چرا بى تابيد ؟
طاووس مىگويد : امام عليه السلام نگاهى به جانب من كرد و فرمود : « هيهات ،
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٨٩