است كه خداوند بيشتر از آن را از وى مىبخشد » و آن حضرت چنان بود كه هر گاه مىديد مريضى بهبود يافته است ، مىفرمود : « اكنون كه از گناهان پاك شدهاى پس كار خود را از سر بگير ! » . « 1 »
69 - اربلى نقل كرده است كه مردى به يكى از آل زبير سخنى گفت ، او را ناراحت كرد و زبيرى از آن مرد دورى جست ، سپس سخن گشت و آن مرد زبيرى به علي بن حسين عليهما السلام ناسزا گفت ، امام عليه السلام جواب او را نداد ، زبيرى پرسيد : چه چيز باعث شد تا جواب مرا ندهى ، فرمود : « همان چيزى كه تو را مانع از پاسخ دادن به آن مرد شد ! » . « 2 »
70 - همو نقل كرده است كه يكى از فرزندان امام سجّاد عليه السلام درگذشت كسى بىتابى و نگرانى از آن حضرت نديد ، در اين باره پرسيدند ، فرمود :
« امرى بود كه انتظار داشتيم ، چون اتّفاق افتاد ، ما هم آن را ناگوار نمىشماريم » . « 3 »
71 - از طاووس يمانى نقل كرده ، مىگويد : مردى را ديدم كه در مسجدالحرام زير ناودان نماز مىخواند و دعا مىكند و در دعايش گريه مىكند ، پس از فراغت از نماز سراغش رفتم ديدم علي بن حسين عليهما السلام است ، عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! شما را در چنان حالى ديدم ، در حالى كه شما سه ويژگى داريد اميدوارم كه يكى از آنها شما را از بيم ( عذاب ) در امان بدارد : يكى آنكه شما پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستيد ، دوم ، شفاعت جدّتان ، و سوم رحمت خدا !
هامش
( 1 ) - امالى طوسى : 2 / 244 .
( 2 ) - كشفالغمّه : 2 / 108 .
( 3 ) - همان .