آنها را برآوردن تمام خواسته هايشان مقرر فرموده است ولى آنان با اين همه از خدا جز آن را كه او مىخواهد نمىطلبند » . « 1 »
7 - شيخ صدوق به نقل از احمدبن عيسىبن زيدبن على كه شصت سال مخفى بود از قول عمويش آورده است كه جعفربن محمّد الصّادق فرمود :
« علي بن حسين عليهما السلام مسافرت نمىكرد مگر با همراهانى كه او را نشناسند و با آنها شرط مىكرد كه در كارهاى مورد نياز از جمله خدمتكاران آنها باشد . يك بار با گروهى مسافرت كرد ، مردى او را ديد و شناخت و به آنها گفت : مىدانيد اين كيست ؟ گفتند : نه ، گفت : اين علي بن حسين عليهما السلام است ، همراهان از جا جستند و دست و پاى آن حضرت را بوسيدند و گفتند : يابن رسول اللَّه ! شما مىخواستيد ما را داخل آتش جهنم كنيد ؟ اگر از دست و زبان ما چيزى صادر مىشد آيا ما تا پايان عمر هلاك نشده بوديم ؟ چرا شما اين كار را كرديد ؟
فرمود : من يك بار با جمعى مسافرت كردم كه مرا مىشناختند به خاطر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با من چنان رفتار كردند كه سزوارم نبود بنابراين ترسيدم كه شما هم همانطور رفتار كنيد ، از اين رو پنهان داشتن كار خود را خوشتر داشتم . » . « 2 »
8 - با يك واسطه از اسماعيل بن منصور نقل كرده ، مىگويد : چون پيكر علي بن حسين عليهما السلام را روى تخت گذاشتند تا غسل دهند به پشت آن حضرت نگاه كردند ، ديدند مانند كوهان شتر در اثر بارى كه با پشت به
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 271 .
( 2 ) - عيون اخبارالرّضا : 2 / 145 .