يا أمير المؤمنين ! ما لي أراك مفكّرا تنكت في الأرض ؟ أرغبة منك فيها ؟
قال : لا واللّه ما رغبت فيها ولا في الدّنيا قطّ ، ولكنّي تفكّرت في مولود يكون من ظهر الحادي عشر من ولدي ، هو المهديّ الّذي يملأها عدلا وقسطا كما ملئت ظلما وجورا ، يكون له حيرة وغيبة تضلّ فيها أقوام ويهتدي فيها آخرون .
قلت : يا مولاي فكم تكون الحيرة والغيبة ؟
قال : ستّة أيّام أو ستّة أشهر أو ستّ سنين .
شرح
به ايشان عرض كردم : اى أمير مؤمنان ! چه شده است كه به اين صورت فكر مىكنيد وسر چوب را به زمين مىزنيد ؟ اين عمل شما از روى رغبت شما به زمين است ؟ [ يعنى مشغول فكر كردن در مورد زمين ودنيا وذخارف دنيا هستيد ، يا حادثهاى پيش آمده كه شما را به فكر فرو برده است ] ؟
حضرت فرمودند : خير ، به خدا قسم كه هيچوقت رغبتي به زمين ودنيا نداشتهام ، لكن در مورد مولودى فكر مىكنم كه يازدهمين أولاد از نسل من است . نامش مهدى است وزمين را از عدل وداد پر مىكند ، چنانكه از ظلم وجور پر شده باشد . حيرت وغيبتي براي أو پيش مىآيد كه در آن بعضي از أقوام گمراه وبعضي ديگر هدايت مىشوند .
عرض كردم : يا أمير المؤمنين ! حيرت وغيبت چه مدتي خواهد بود ؟
حضرت فرمودند : شش روز يا شش ماه ، يا شش سال . « 1 »
هامش
( 1 ) . ممكن است مقصود حضرت شش روز يا ماه يا سال عادى نباشد ، بلكه شش دورهء خاص يا مرحله مخصوص باشد كه بايد طي شود . واستفاده از لفظ روز يا ماه يا سال هم اشاره به اين معنا است چراكه هركدام از اينها مرحلهاى از مراحل زمان هستند وهركدام دورهاى در زمان هستند . مانند آية 54 سوره أعراف كه مىفرمايد :إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ، *كه مقصود 6 دوره است كه خداوند اراده فرموده است والّا خداوند تبارك وتعالى قادر است همه خلقت را در كمتر از يك چشم بههم زدن خلق كند .