بود لاجرم استفاده كننده دچار عقاب خداوند گشته و در آن روز از بهشت بيرون رانده شد . ضمنا آنچه كه حضرت موسى در نهايت روايت راجع به وجود خلقتى كه عالم بر كرده آدم ( ع ) و با كمال تطبيق و قياس معصيت او با آنست را به ميان آورده است در حقيقت همان علم لدنى و ازلى خداوند بر افعال بندگان قبل از ارتكاب آنست همچنانكه در مورد ساير مقدرات و كائنات هستى نيز وضعيت بر همين منوال است .
« عبد الله بن سنان » گويد از امام صادق ( ع ) سؤال شد : آدم و حواء قبل از خروج از بهشت چه مدتى را در آنجا بسر بردند ؟ حضرت پاسخ فرمودند : خداوند تبارك و تعالى به هنگام غروب روز جمعه از روح خويش در آدم دميد . آنگاه حواء را از پهلوى آدم بيافريد و در همان هنگام بعد از سجده فرشتگان آنها را در بهشت خويش جاى داد . به خدا قسم آنها جز شش ساعت را بيشتر در خلد برين به سر نبردند و شبى را در آنجا به صبح نياوردند تا آنكه مرتكب ترك اولى شده و عريان در ميان باغستان عرش رها بودند تا آنكه ندا در رسيد
وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ
آدم از كرده خويش پشيمان گشته و به حالت خضوع از راه حياء و شرمندگى درآمده و گفت :
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
و اعترفنا بذنوبنا
فَاغْفِرْ لَنا *
خداوند به آن دو فرمود : از عرش من به زير آييد چرا كه بهشت من جايگاه گنه پيشگان نيست .
امام صادق در ادامه مىفرمايند : زمانيكه آدم براى تناول رو به سوى آن درخت نهاد لحظهاى از كرده خويش نادم گشت و قصد بازگشت نمود اما آن درخت سر آدم را در ميان گرفته و او را بسوى خود كشاند و گفت : آيا قبل از اينكه از من بهره جويى قصد گريز دارى ؟ [ 1 ] روايت مذكور اشاره دارد كه درخت موصوف همان شجرهء خلد يا درخت جاودان است كه در بهشت جاودانى قرار داشت .
در تفسير امام عسگرى ( ع ) پيرامون آيه
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ *
[ 2 ] آمده است ، منظور از شجره ، همان درخت علم محمد و آل محمد ( ص ) است كه خداوند آنها را بر تمام مخلوقاتش مزيت و برترى بخشيد ، زيرا كه آن درخت اختصاص به اهل
هامش
[ 1 ] تفسير عياشى - ج 2 - ص 10
[ 2 ] اعراف 19 و بقره 35