مشتى از گندم را از جبرئيل دريافت كردند آدم آنگاه به حواء گفت تو لازم نيست زمين را به زير كشت برى و حوا آن را نپذيرفت و بدين خاطر هر آنچه را كه آدم كاشت به محصول گندم تبديل شد و آنچه را حواء كاشت به صورت جو برداشت شد . [ 1 ] على بن ابراهيم از امام باقر ( ع ) روايت مىكند كه از آنحضرت دربارهء آيه
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً
[ 2 ] توضيح خواسته شد امام فرمودند :
خداوند از آدم دربارهء نبى اكرم و ائمهء هدى پيمان گرفت لكن آدم ارادهاش دربارهء آنها استوار نبود و اولوالعزم را بدين خاطر نام نهادند چرا كه از آنها در مورد پيامبر و اوصياى او و نيز مهدى آل محمد ( عج ) پيمان گرفته شد و آنها نيز بدان اقرار نمودند . [ 3 ] امام صادق ( ع ) در تفسير آيهء
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً
[ 4 ] خداوند آدمى را از آب نطفه بيافريد و او را داراى نژاد و پيوند گردانيد بطوريكه از جنس ذكور ، نسب و نژاد محقق شود و از جنس اناث پيوند و دامادى ، خداوند تعالى آدم را از آب گوارا بيافريد و همسر او را از سنخ و جنس اضلاع زيرين وى تا بدين ضلع بين آن دو نسبى پديد آيد ، سپس حواء را به ازدواج آدم درآورد تا بدينوسيله ميان آنها پيوندى بوجود آيد و اين تفسير نسب و صهر است چرا كه نسب همان نژاد از سوى مردان است و صهر همان پيوند سببى از سوى زنان [ 5 ] امام صادق مىفرمايند : خداوند متعال آدم را از خاك و حواء را از آدم آفريد و بدين خاطر است كه همت مردان مصروف زمين و همت زنان مصروف مردان مىگردد . [ 6 ] و نيز فرمودند : هنگاميكه آدم در فراق بهشت مىگريست سرش بر درى از درهاى آسمان ساييده بود و چون نور خورشيد آزارش مىداد از قامتش كاسته شد . [ 7 ] و باز حضرت مىفرمايند : هنگاميكه آدم از بهشت به زمين فرود آمد و مقدارى غذا تناول نمود در خود احساس سنگينى كرد و چون به جبرئيل شكوه نمود و با راهنمائى به
هامش
[ 1 ] بحار - ج 11 - ص 111
[ 2 ] سورهء طه - آيهء 115
[ 3 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 66
[ 4 ] سورهء فرقان - آيهء 54
[ 5 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 114
[ 6 ] بحار به نقل از قصص الانبياء رواندى - ج 11 - ص 114
[ 7 ] بحار به نقل از قصص راوندى - ج 11 ص 114