جانب پيامبران جايز نمىشمارند ولى سر زدن گناهان كوچك را در مورد آنها بعيد نمىدانند مگر آندسته از گناهان كه نهايت پستى و دنائت را مىرساند ، مانند به سرقت بردن لقمهاى نان و يا دانهاى گندم و غيره .
گروه سوم : پيروان « مكتب ابو على جبائى » هستند كه معتقدند پيامبران هيچگاه بطور عمد دست به گناهان كبيره و صغيره نخواهند زد و لكن ممكن است سهواً و يا به جهت اشتباه در تأويل و تفسير حوادث مانند آنچه در سرگذشت حضرت آدم ( ع ) رخ داد به گناه در غلطند . زيرا كه براى مثال آدم ( ع ) گمان برد كه از نفس همان شجرهء ممنوعه نهى گشته است و نه از گونهاى مشابه آن و بدين منظور از همان گونه تناول نمود .
گروه چهارم : « نظام » و پيروان او مىباشند كه معتقدند گناهان انبياء ( ع ) جنبه سهو و خطا دارد كه مورد مؤاخذه نيز واقع خواهند شد زيرا كه آنها بر خلاف توده مردم از شناخت بيشتر ، مقامى رفيعتر و تقواى عميقترى برخوردارند .
گروه پنجم : « حشويه » و نيز عده زيادى از محدثين عامه هستند كه معتقدند بروز گناهان كبيره و صغيره بطور عمد و يا سهو و خطا از جانب پيامبران ممكن است لكن در مدت و امتداد زمان عصمت انبياء ، در ميان اين گروه اختلافاتى به چشم مىخورد كه بطور كلى مىتوان از اين جهت آنها را به 3 گروه تقسيم نمود :
اول : مذهب « اماميه » كه انبياء را از تاريخ ولادت تا كسب فيض لقاء اللّه معصوم و پاك از هر گناهى مىدانند .
دوم : « معتزله » كه معتقد است آنها از زمان بلوغ شرعى معصوم على الاطلاق مىباشند و قبل از شروع نبوت به كفر و گناهان كبيره آلوده نگشتهاند .
سوم : « اشاعره » و از آن جمله « امام فخر رازى » است كه انبياء را از زمان شروع نبوت داراى مقام عصمت مىداند و اما آنچه از روايات متواتره و اجماع مطلق مكتب اماميه به نظر ميرسد همان عصمت مطلقه انبياء الهى است كه خود از ضروريات مكتب محسوب مىگردد [ 1 ] بهر حال تفصيل بيشتر اين بحث را مىتوان از شافعى و تنزيه الانبياء علم الهدى قدس سره الشريف استخراج نمود .
هامش
[ 1 ] سورهء بقره - آيات 30 تا 33