و افرادى كه در آن نزديكى بودند مشاهده كردند كه او از هر نقصى بدور است ، قرآن در اين باره مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا . . .
[ 1 ] [ 2 ] « طبرسى » در مورد آزار موسى توسط قومش كه در آيه 69 سوره احزاب ذكر گرديده است اقوالى چند را متذكر مىشود : 1 - روزى موسى و هارون به دامنه كوهى رفته بودند كه هارون در آنجا از دنيا مىرود ، بنى اسرائيل مرگ او را به موسى نسبت داده و او را قاتل برادرش معرفى كردند اما به امر خداوند گروهى از فرشتگان به ميان آن قوم آمده و دليل مرگ هارون را انقضاى مدت حيات او و مسألهاى طبيعى قلمداد كردند . در تائيد اين خبر رواياتى از على ( ع ) و ابن عباس نيز نقل گرديده است .
2 - عادت موسى اين بود كه براى شستشوى خود به محل خلوتى مىرفت و مردم گمان مىكردند كه او بخاطر پنهان داشتن بعضى از بيماريها مانند پيسى و فتق و غيره به اين كار مبادرت مىورزد . تا اينكه روزى سنگى كه او در پناهش به شستشو مشغول بود به كنارى مىرود و مردم اندام ورزيده و خلقت كامل او را مشاهده مىكنند . البته گروهى اين دليل را منافى با حياء و خارج از شأن و منزلت انبياء مىدانند .
3 - قارون زنى روسپى را مامور ساخته بود تا موسى را به فسق و فجور متهم سازد .
اما خداوند پيامبرش را از تهمتهاى او در امان داشته و حقانيت و پاكى او را به اثبات رسانيد .
4 - قوم موسى با اينكه معجزات و نشانههاى متعددى را كه دليل بر خداپرستى او بود ، مشاهده كردند اما باز پيامبر خدا را به سحر و جادو و ديوانگى و دروغ متهم ساختند . [ 3 ] « علم الهدى » دومين دليل را بشدت رد مىكند و مىگويد : جايز نيست به خداوند نسبت دهيم كه براى منزه دانستن پيامبرش از بعضى عيوب جسمانى
هامش
[ 1 ] سورهء احزاب - آيهء 69 .
[ 2 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 197 .
[ 3 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 8 - ص 583 .