اجراى اين دستور پرداخته است .
« ابن جهم » روايت مىكند كه مأمون از حضرت رضا ( ع ) پيرامون آيه
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
سؤال نمود آنحضرت در پاسخ فرمودند خداوند به ابراهيم ( ع ) وحى فرستاد كه « انى متخذ من عبادى خليلًا ان سألنى احياء الموتى اجبته » يعنى اگر خليل من درخواست زنده نمودن مرگان را بنمايد اجابتش خواهم نمود . ابراهيم ( ع ) پيش خود گفت : حتما آن خليل من هستم و از خداوند اين گونه سؤال نمود
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى . قالَ : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ . قالَ : بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
يعنى اطمينان پيدا نمايم كه من همان خليل تو هستم و نه كسى ديگر و خداوند به دو امر فرمود كه :
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ . . .
[ 1 ] مفسرين در تأويل اين آيه به بيان وجوهى چند پرداختهاند : 1 - همان وجه مذكور در حديث سابق - 2 - ابراهيم خود به قدرت فائقه الهى در اين زمينه به خوبى آگاه بود لكن مىخواست تا از راه دليل و برهان به رفع وساوس و گمانها بپردازد . 3 - اصولًا دليل پرسش ابراهيم منازعه و جدال لفظى بود كه ميان او و نمرود پيرامون زنده كردن مردگان بوجود آمده بود . چرا كه نمرود ادعا مىكرد او با آزاد كردن زندانيان در بند در حقيقت آنها را زنده كرده است و با كشتن انسانها آنها را ميرانده است اما ابراهيم اين نحوه عمل نمرود را احياء مردگان نپنداشت و گفت :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
و بدينوسيله خواست تا بطلان نظريه نمرود را به عينه به دو تفهيم نمايد . چرا كه در غير اين صورت به دست نمرود به قتل مىرسيد و بيان جمله « ليطمئن قلبى » نيز بدان جهت بود كه از كشته شدن نجات يابد . [ 2 ] « مفضل » از امام صادق ( ع ) پيرامون آيه
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ
[ 3 ] سؤال كرد . حضرت در پاسخ فرمودند : آنها كلماتى بود كه باعث پذيرش توبه آدم گشت و آن كلمات اين گونه بود : « يا رب اسألك به حق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين الّا تبت على » مفضل در ادامه از حضرت پيرامون آيه « فأتمهن » سؤال نمود و حضرت در پاسخ چنين فرمودند : يعنى ابراهيم آن كلمات را با ذكر نام مبارك ائمه هدى و
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا ج 1 - ص 176 و التوحيد - ص 123 .
[ 2 ] بحار - ج 12 - ص 64 .
[ 3 ] سورهء بقره - آيهء 124 .