برداشت روزى از آن پرستش مىنمودند و خداى ديگرى به گمان شفاى بيمارانشان و ديگرى را بخاطر همراهيشان در سفر مىپرستيدند . اما همگى آنها بوسيله گردباد غضب الهى به هلاكت رسيدند . قوم عاد هود را متهم ساختند كه بخاطر ناسزاگوئى به خدايان آنها دچار سبك مغزى شده است . از ديگر عادات زشت آنها اين بود كه منازل خويش را بر بلنديها مىساختند تا موقع عبور پيادگان آنها را مورد استهزاء قرار دهند . و بعضى در تفسير آيه
أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ
[ 1 ] گويند قوم هود بر جهايى بلند بر پا نمودند تا از فراز آن بر حمامها مسلط باشند و نصايح هود نيز در مورد آنها كارگر نيافتاد تا اينكه خداوند باران رحمت خويش را از آنها دريغ داشت . بعد از مدتها ابرى سياه بر آسمان شهر آنها هويدا شد . قوم عاد به يكديگر بشارت نزول باران دادند : و
قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
[ 2 ] اما هود بدانها گفت : اين عذاب خداوند است كه در پى آن بوديد ، باد سختى وزيدن گرفت و همه چيز را نابود كرد ، هود و همراهانش در اصطبلى از گزند عذاب الهى بدور ماندند . كجاوههاى گردباد در ميان آسمان و زمين بسان ملخى به هر سو هجوم مىآوردند . آن باد سرد مدت 7 شب و 8 روز بر قوم عاد مىوزيد . وهب مىگويد : آن ايام را كه با برودت بسيار همراه است عربها « ايام العجوز » مىنامند . زيرا كه مشهور است در آن ايام پيرزنى وارد دستهاى شد و در پى او باد بنيان كن نيز بر آن گروه وزيدن آغاز كرد . در روز هشتم آن پير زن به هلاكت رسيده بود . [ 3 ] در تفسير على بن ابراهيم آمده است : سرزمين عاد در ميان فلات بود و آنها از كشاورزى و درختان نخل بيشمارى سود مىجستند . آنها داراى اندامهايى بسيار ورزيده و عمرى طولانى بودند ، خداوند هود را براى هدايت آنها به ميانشان فرستاد اما قوم عاد به آزار و اذيت او پرداختند خداوند نيز مدت هفت سال آن قوم را دچار قحطى نمود . هود خود به شغل كشاورزى اشتغال داشت و در خانه همسرى داشت كه از يك چشم نابينا بود . گروهى از قحطى زدگان در جستجوى هود به خانه او رسيدند و از همسر وى خواستند تا از هود بخواهد بر ايشان دعا نمايد همسر وى
هامش
[ 1 ] سورهء شعراء - آيهء 128 .
[ 2 ] سورهء احقاف - آيهء 24 .
[ 3 ] بحار - ج 11 - ص 346 و 349 .