فرمود : « لا إله الا اللَّه الف مرة يا رب اصلحنى » [ 1 ] صدوق با سلسله اسنادش در امالى از امام صادق ( ع ) چنين نقل مىكند : نوح مجموعا دو هزار و پانصد سال عمر نمود كه 850 سال آن قبل از بعثت و 950 سال بعد از بعثت در ميان قومش بود . همچنين او 200 سال به كار ساخت كشتى معروفش مشغول گشت و پانصد سال نيز بعد از خروج از كشتى و فروكش نمودن طغيان دريا به آبادانى شهرها پرداخت .
روزى او در زير آفتاب نشسته بود كه ملك الموت به نزد او آمده و سلام كرد سپس به او خبر داد كه براى قبض روحش آمده است نوح از او خواست تا فرصتى داشته باشد و از آفتاب به زير سايه منتقل شود . نوح بعد از قرار گرفتن در سايه به ملك الموت گفت : آنچه از دنيا بر من گذشت به اندازه جابجايىام از آفتاب به طرف سايه بود و سپس قبض روح شد . [ 2 ] مردى از اهالى شام از امير المؤمنين ( ع ) پرسيد : اسم نوح چه بوده است ؟
حضرت فرمودند : اسم او « سكن » بود و به اين خاطر او را نوح مىنامند كه مدت 950 سال بر قومش نوحه سر داده و بىتابى نمود . [ 3 ] از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه اسم نوح « عبدالغفار » است و او را نوح مىناميدند چون بر خود جزع و زارى مىنمود . [ 4 ] و باز حضرتش فرمودند : اسم نوح « عبدالملك » است و او را نوح ناميدند چون پانصد سال مدام گريست . [ 5 ] و در روايتى ايشان مىفرمايند اسم نوح « عبدالاعلى » مىباشد . [ 6 ] « صدوق » عليه الرحمة گويد : آنچه از اسامى كه در مورد نوح ذكر شده در حقيقت يك نام است كه جملگى بر عبوديت او اشعار دارد ، مثل عبدالغفار ، عبدالملك و عبد الاعلى . [ 7 ] « راوندى » در قصص الانبياء به نقل از صدوق و با سندى كه به وهب ختم مىشود چنين مىگويد :
دعوت نهصد و پنجاه ساله نوح در ميان قومش نتيجهاى جز سركشى آنها را به دنبال
هامش
[ 1 ] عيون اخبار - الرضا - ج 2 - ص 60 - امالى صدوق - ص 370 و خصال - ج 1 - ص 335 .
[ 2 ] امالى صدوق - ص 413 و روضة الواعظين - ص 488 .
[ 3 ] علل الشرايع - ص 595 و عيون اخبار الرضا - ج 1 - ص 221 .
[ 4 ] علل الشرايع - ص 28 .
[ 5 ] علل الشرايع - ص 28 .
[ 6 ] علل الشرايع - ص 28 .
[ 7 ] علل الشرايع - ص 28 .