اينك خواهران حليمهء سعديه كه مرضعهء شما بود و زنهائى كه شما را تربيت و بزرگ كردند ، و دختران آنها در بند هستند و همهء آنان را اسير نمودهاند ما اموال خود را از شما نميخواهيم ، و ليكن انتظار داريم زنان و كودكان ما را باز گردانيد .
حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله قبل از اين كه اين جماعت خدمتش برسند اموال و اسيران و سباياى هوازن را قسمت كرده بودند ، هنگامى كه دختر حليمه خواهر رضاعيش را ديدند و دختر حليمه در اين مورد مطالبى را عرض كردند ، پيغمبر فرمود : من و بنى عبد المطلب از قسمت خود گذشتيم و سهم خود را به شما برگردانديم ، و اما آنچه در ميان مسلمين تقسيم شده شما از آنان نزد من شفاعت كنيد .
پيغمبر پس از اينكه نماز ظهر را ادا كردند ، دختر حليمه برخاست و براى مردم سخن گفت ، و جريان قضيه را در ميان نهاد ، و مردم هم در اين باره مطالبى گفتند ، در اين هنگام تمام مسلمين از سهم خود گذشتند مگر اقرع بن حابس و عيينة كه اين دو نفر از اعطاء سهم خود امتناع كردند ، و عرض كردند : يا رسول اللَّه ! اين مردم قبل از اين زنان ما را به اسارت گرفته بودند و ما اينك تلافى كردهايم و زنان آنها را بعنوان اسارت در اختيار گرفتهايم .
بعد از گفتار اين دو نفر پيغمبر بين آنان قرعه افكند ، و فرمود : پروردگارا سهم اين دو نفر را باطل نما ، پس از قرعه به يكى از آنان خادمى از بنى عقيل اصابت كرد ، و به ديگرى خادمى از بنى نمير رسيد ، اين دو نفر بعد از اين زنها را برگردانيدند و اين دو خادم را به جاى آنها پذيرفتند ، راوى گفت : اگر اين زنها در قرعه هم خارج نشده بودند حضرت رسول به خاطر دختر حليمه آنها را آزاد ميكرد ، و ليكن پيغمبر به وسيلهء قرعه ميخواست آن دو نفر با رضايت از سهم خود صرف نظر كنند .
روايت شده كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس از حقوق خود صرف نظر نكند نسبت به هر فردى كه در اختيار گرفته شش فريضه بر او لازم است كه بايد آنها را
إعلام الورى بأعلام الهدى (زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٧٧