سازد ، عبد العظيم حسنى گويد : عرض كردم : اى سيد من وى از كجا ميداند كه خداوند از وى رضايت دارد ؟ فرمود : در دل او عاطفه و رحم را القاء مىكند ، پس از اينكه قائم وارد مدينه شود لات و عزى را آتش مىزند .
( 1 ) 36 - حمدان بن سليمان از صقر بن ابى دلف روايت مىكند كه از حضرت جواد شنيدم ميفرمود : امام بعد از من على است و امر او مانند امر من و گفتار وى گفتار من و اطاعت او اطاعت من است ، و امام بعد از وى حسن عسكرى است اطاعت و امر و گفتار او هم مانند پدرش مىباشد و پس از اين ديگر سخن نگفت ، راوى گويد : عرض كردم :
پس امام بعد از وى كيست ؟ در اين هنگام امام عليه السّلام گريهء شديدى كرد و بعد از آن فرمود :
امام بعد از حسن فرزندش قائم به حق است كه مدتى در انتظار خروج خواهد بود و مردم هم انتظار او را خواهند كشيد .
راوى گويد : عرض كردم : براى چه او را قائم ميگويند ؟ فرمود : زيرا او پس از مدتى كه از انظار مخفى بوده قيام مىكند ، و در غيبت او گروهى از معتقدين به امامت وى هم مرتد ميشوند ، عرض كردم : چرا به او منتظر گفتهاند ؟ فرمود : براى اينكه غيبتش به طول خواهد انجاميد ، و افراد مخلص در انتظار خروج او خواهند بود .
افراد سرگردان غيبت او را انكار خواهند كرد ، و منكرين امامت او مسخرهاش خواهند نمود ، كسانى كه وقت ظهور او را تعيين ميكنند دروغ مىگويند ، افرادى كه بخواهند در ظهورش عجله نمايند هلاك ميشوند ، و اشخاصى كه از اهل تسليم باشند رهائى پيدا خواهند كرد .
( 2 ) 37 - عبد العظيم حسنى گويد : خدمت حضرت علي هادى عليه السّلام رسيدم ، هنگامى كه چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود : خوش آمدى اى ابو القاسم تو از دوستان حقيقى و واقعى ما هستى ، عرض كردم : يا ابن رسول اللَّه ميل دارم معتقدات دينى خود را بر شما عرضه بدارم اگر عقائد من درست است ثابت باشم تا آنگاه كه رحمت خداوند را ملاقات كنم فرمود : عقائد خود را اظهار كن .
عبد العظيم حسنى گويد : عرض كردم : من عقيده دارم كه خداوند يكى است
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٥٦١