و رواياتى كه در آنها تصريح به اسامى شريفه ايشان شده و حالات و خصوصيات ائمه عليهم السّلام در اين گونه روايات تصريح گرديده است .
( 1 ) 13 - ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه آن جناب فرمود :
پدرم به جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت : من به شما احتياجى دارم هر گاه سرت خلوت شد ميل دارم با شما ملاقات كنم ، و در پيرامون آن مسألهء مورد احتياج گفتگو كنم جابر گفت : هر گاه ميل داشته باشى حاضر هستم .
روزى پدرم با وى ملاقات كرد و گفت : اى جابر اكنون مرا از جريان لوحى كه در نزد جدهام فاطمه عليها السّلام ديدى و از مذاكراتى كه در اين باب با شما انجام گرفت مطلع كنيد ، جابر گفت : خدا را گواه ميگيرم بر اين مطلبى كه اظهار ميكنم ، روزى خدمت مادرت حضرت زهراء سلام اللَّه عليها مشرف شدم و اين در هنگامى بود كه هنوز حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله حيات داشتند .
علت شرفيابى من اين بود كه ميل داشتم حضرت زهرا را در ولادت حسين عليه السّلام تبريك و تهنيت بگويم ، در دست زهرا عليها السّلام لوح زردى مشاهده كردم كه گوئى زمرد بود ، و در آن لوح نوشتههائى را ديدم كه مانند نور آفتاب ميدرخشيد ، عرض كردم :
پدر و مادرم فدايت باد اى دختر پيغمبر اين لوح چيست ؟
فرمود : اين لوحى است كه خداوند او را به پدرم رسول اللَّه هديه كرده است ، در اين لوح نام پدرم و شوهرم و فرزندانم و همچنين نامهاى اوصياى از فرزندانم نوشته شده ، پدرم اين لوح را به من هديه كرده تا مرا خوشوقت كند .
جابر گفت : مادرت آن لوح را به من داد ، من او را قرائت كردم و از وى نسخه برداشتم ، پدرم گفت : ممكن است او را به من نشان دهى ، گفت : مانعى ندارد اينك لوح در اختيار شما است ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود : پدرم با جابر تا منزل او رفت و لوح را بيرون آورد و به پدرم نشان داد ، جابر گويد : من خداوند را گواه ميگيرم كه اين كلمات را در لوح ديدم :
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 512
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٥١٢