( 1 ) 1 - جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد : بر حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدم و در مقابل او لوحى ديدم كه اسامى اوصياء از فرزندان او را در آن نوشته بودند ، من آن اسمها را شمردم دوازده نفر بودند كه آخر آنها قائم بوده ، در ميان اسمها سه نفر محمّد و چهار نفر علي وجود داشت ( 2 ) 2 - ابو حمزهء ثمالى از حضرت باقر عليه السّلام روايت مىكند كه آن جناب فرمود :
خداوند محمد را به طرف جن و انس مبعوث فرمود ، و پس از وى دوازده نفر وصى قرار داد كه بعضى از آنها گذشتهاند و بعضى هم باقى ماندهاند ، و هر وصيى بايد بر روش خودش انجام وظيفه كند ، اوصياء محمد مانند اوصياء عيسى ميباشند كه دوازده نفر بودند ، و ليكن امير المؤمنين عليه السّلام بروش حضرت مسيح بودند .
( 3 ) 3 - ابو سعيد خدرى گويد ، هنگامى كه ابو بكر مرد و عمر را براى خود جانشين قرار داد من حاضر بودم ، در اين هنگام مردى از بزرگان يهود نزد عمر آمد كه يهوديان مدينه او را اعلم علماى زمان خود ميدانستند ، مرد يهودى روى خود را به عمر كرد و گفت : من آمدهام تا از اسلام سؤالاتى بكنم اينك تو اعلم اصحاب محمد هستى جواب مسائل مرا بده .
عمر گفت : من اعلم اصحاب نيستم و ليكن تو را راهنمائى خواهم كرد به شخصى كه اعلم امت ما هست و از كتاب و سنت اطلاع كامل دارد ( در اين هنگام عمر با دست خود اشاره به امير المؤمنين عليه السّلام كرد ) و حديث مفصل است تا آنجا كه گويد :
امير المؤمنين عليه السّلام روى خود را به طرف مرد يهودى كردند و فرمودند : اينك مسائل خود را مطرح كنيد يهودى گفت : مرا از سه چيز و سه چيز و يك چيز اطلاع دهيد ، امير المؤمنين فرمود : چرا نگفتى از هفت چيز ؟ يهودى عرض كرد : اگر از سه مسأله اول جواب گفتى بقيه را مطرح خواهم كرد و الا صرف نظر خواهم نمود ، يهودى گفت : اول سنگى كه در زمين نصب شد كجا بود ، و اول درخت در كدام سرزمين غرس شد ، و اولين چشمهء عالم از كدام محل جوشيد ؟ .
امير المؤمنين عليه السّلام به اين سؤالات پاسخ گفتند ، يهودى گفت : به من اطلاع
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 507
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٥٠٧