تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
مرحوم طبرسى گويد : اين حديث را شيخ ابو بكر احمد بن حسين بيهقى در كتاب دلائل النبوة از دو طريق نقل كرده است . ( 1 ) 10 - محمّد بن اسحاق گويد : هنگامى كه ابو طالب تصميم گرفت با كاروان تجارتى به طرف شام حركت كند حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به پا خواست و مهار شتر او را گرفت و فرمود اى عم مرا بكه مىسپارى من كه پدر و مادرى ندارم تا از من نگهدارى نمايند . در اين هنگام ابو طالب دلش براى او به درد آمد و از گفتار حضرت رسول ناراحت شد ، و گفت : به خدا قسم من او را همراه خود خواهم برد ، و وى را هرگز از خود جدا نخواهم كرد ، و ابو طالب به طرف شام حركت كرد و پيغمبر را نيز با خود برد . موقعى كه كاروان به شهر « بصرى » در زمين شام رسيد ، راهبى كه وى را بحيراء ميگفتند در صومعه‌اى به عبادت اشتغال داشت او از علماء و دانشمندان نصارى بشمار ميرفت . راهب مدتى بود كه در اين محل اقامت داشت ، و به احدى از كاروانيان توجهى نميكرد ليكن در اين مرتبه كه كاروان در نزديك صومعهء او فرود آمده بود از جاى خود بيرون گرديد ، و براى اهل كاروان غذا فراهم كرد ، گمان كرده‌اند علت اين كه وى در اين بار با كاروانيان با محبت رفتار كرد ، اين بود كه او هنگامى كه در صومعهء خود نشسته بود مشاهده كرد از دور كارواني مىآيد و ابرى نيز بر آنان سايه افكنده است . در اين هنگام كاروان از راه رسيد و در نزديك صومعه در سايه درختى نازل شدند ، در اين وقت آن قطعه ابر كه بر آنان سايه افكنده بود بر فراز آن درخت توقف كرد و درخت را در سايه‌اش گرفت ، و شاخه‌هاى درخت نيز به طرف حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مايل شدند . هنگامى كه بحيراء راهب اين جريان را مشاهده كرد از صومعهء خود فرود آمد و غذائى را كه دستور داده بود آماده كردند ، پس از اين براى اهل كاروان پيغام فرستاد ، و گفت : من براى شما غذا حاضر كرده‌ام ، اى گروه قريش من دوست دارم كه
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 20 | الشيخ الطبرسي / عزيز الله عطاردى