در اين هنگام پيغمبر فرمود : به خداوند سوگند پرچم را بدست كسى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد ، و خدا و رسولش هم او را دوست دارند ، وى هرگز از جنگ فرار نميكند ، پروردگار اين قلاع يهوديان را بدست او خواهد گشود .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : پس از اين حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله دنبال من فرستادند و من هم به درد چشم سختى گرفتار بودم ، با همين وضع و گرفتارى خدمت آن بزرگوار رسيدم ، پيغمبر با آب دهان مباركش چشمهاى مرا تر كردند و فرمودند : پروردگارا علي را از گزند سرما و گرما نگهدارى فرما ، من پس از اين جريان از سردى و گرمى اذيت نميشوم .
( 1 ) در روايت ديگرى آمده است كه : آن حضرت در چشمان من دميد ، و پس از آن از درد چشم راحت شدم و پرچم را به من دادند و به طرف قلاع خيبر حركت كردم و يهوديان را از بين بردم و دژهاى استوار آنان را گشودم ، حسان بن ثابت شاعر پيغمبر در اين باره گفته :
و كان علىّ ارمد العين يبتغى * دواء فلما لم يحسّ مداويا
شفاه رسول اللَّه منه بتفلة * فبورك مرقيا و بورك راقيا
و قال : ساعطى الراية اليوم صارما * كميا محبا للرسول مواليا
يحبّ الهى و الاله يحبّه * به يفتح اللَّه الحصون الأوابيا
فأصفى بها دون البرية كلّها * عليّا و سمّاه الوزير المؤاخيا
( 2 ) 10 - سويد بن غفله گويد : ما على بن ابى طالب را در شدت گرماى تابستان ديديم در حالى كه دو جامه روى يك ديگر پوشيده بود ، عرض كرديم : سرزمين ما هوايش سرد است و مانند مملكت شما نيست ! فرمود : من هم قبل از اين سرماخور بودم و ليكن از موقعى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله مرا به جنگ خيبريان فرستادند و از آب دهان مباركشان بر چشمانم ماليدند و در حق من دعا كردند از آن روز تاكنون دچار درد چشم نشدهام و از سرما و گرما نيز محفوظ هستم .
( 3 ) 11 - يكى از فضائل مخصوصهء امير المؤمنين عليه السّلام فرمايشى است كه حضرت