تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كردند ، وى به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله گفت : من از تو به خداوند پناه ميبرم ، پيغمبر فرمود : من نيز تو را پناه دادم ، اينك به خويشاوندانت برگرد ، اين جمله را بعضى از زنهاى حضرت به وى تعليم داده بودند و در اثر اين كلمه او را مطلقه ساخت و بر وى دخول نكرد . ( 1 ) 6 - مليكه ليثية ، پيغمبر در هنگام ورود اين زن فرمود : خود را به من هبه كن ، گفت : آيا ملكه ميتواند خود را مانند افراد عادى در معرض هبه و بخشش قرار دهد ، حضرت بعد از اين گفتگو اراده كردند دست خود را به طرف او ببرند ، اين زن گفت : از تو به خداوند پناه ميبرم ، فرمود : من هم تو را در پناه خدا قرار دادم ، و سپس او را آزاد كرد . 7 - عمرة دختر يزيد ، حضرت پس از ازدواج با اين زن مشاهده كرد وى مريض است و داراى عيب و نقص مىباشد ، فرمود : شما تدليس كرده‌ايد ، و سپس او را طلاق داد 8 - ليلى دختر خطيم ، اين زن هنگام ورود به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به آن جناب عرض كرد : از من صرف نظر كنيد ، پيغمبر هم بلافاصله او را رها كرد . 9 - حضرت خاتم النبيين زنى از قبيله مره را خطبه كردند ، پدر اين زن خدمت پيغمبر عرض كرد دخترم به مرض برص گرفتار است ، در صورتى كه اين مرد دروغ ميگفت و دخترش هيچ گونه برصى نداشت ، پيغمبر از ازدواج با اين زن منصرف شد و او بعد از اين به مرض برص گرفتار گرديد . 10 - حضرت رسول اراده كردند با زنى ازدواج كنند ، پدر اين زن دخترش را براى آن جناب وصف ميكرد و كمالات او را بازگو مينمود ، و از آن جمله عرض كرد : دخترم هيچ مريض نميشود ، پيغمبر فرمود : اين در نزد پروردگار قرب و منزلتى ندارد بعضى عقيده دارند كه آن جناب با اين زن ازدواج كردند ، و پس از ازدواج پدرش جمله مذكوره را بعرض پيغمبر رسانيد و حضرت از اظهار آن مطلب ناراحت شدند و او را مطلقه كردند . هنگامى كه پيغمبر از دنيا رفتند ، ده زن و بقولى نه زن از وى به جا ماندند