تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦

فصل در بيان محسنات كه دخل در فصاحت و بلاغت دارد و بالفاظ راجع مىشود و آن گاه باشد كه راجع شود بآحاد [ 6 ب ] حروف كلمه « مثل آنكه حروف » آن كلمه همه خفيف نباشد و همه ثقيل نباشد بلكه در ثقل و خفت معتدل باشد و مخفى نيست كه اعتدال نيز مراتب دارد پس اگر متكلم الثغ باشد در تاليف كلام خود احتراز كند از حروف را . و گاه باشد كه راجع شود بنفس كلمه باعتبار آنكه آن كلمه معتدل باشد در قلت حروف و كثرت و در حركات و سكنات « پس كلمات ثلاثيه اعدلست از احاديه و ثنائيه و رباعيه و غير آن . و از كثرت حركات » متواليه و التقاى ساكنين نيز احتراز بايد نمود . و دو متحرك كه بعد از ايشان يا ما بين ايشان ساكن باشد اعدل باشد و گاه باشد كه راجع شود بكلمات مركبه و آن را انواع است : نوع اول تجنيس چون « حديث حديث » يعنى سخن نو و اين تجنيس را تام خوانند مثل « جبة البرد و جنة البرد » يعنى جبه برد يمانى سپر سر ماست و مثل « الجاهل اما مفرط او مفرط » يعنى جاهل يا از حد مى گذرد يا تقصير مىكند و اين را تجنيس ناقص مى گويند و مانند اين بسيارست . نوع دوم اشتقاق و اشتقاق استعمال الفاظ متعدده است كه مجتمع باشند در يك اصل چنان كه حق سبحانه و تعالى فرمود : « فاقم وجهك للدين القيم » يعنى قايم و راست نگه دار روى خود را براى دين راست . و چنان كه حضرت رسالت پناه ص

هامش
( 1 ) سپه : آن كلمه
( 2 ) سپه كلمات داخل گيومه را ندارد
( 3 ) آستانه : ثقيل
( 4 ) در حاشيه سپه : من الثغ لا يتكلم به حرف الراى
( 5 ) آستانه قسمت داخل گيومه را ندارد .
( 6 ) آستانه : و التقاء ساكنين نيز احتراز كند
( 7 ) در نسخهء آستانه : خبه ولى جنه به معنى سپر صحيح است . رك تعليقات
( 8 ) در نسخهء آستانه ( او مفرط ) را كاتب از قلم انداخته . رك تعليقات
( 9 ) سپه : گويند
( 10 ) سپه : حق تعالى
( 11 ) اول آيهء 43 سورهء روم - سپه : القيمة
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 16 | خطب الإمام علي ( ع ) / عز الدين جعفر بن شمس الدين آملى