حوض من به اندازهء وسعت « ايله » « تاصَنعا » ى يمن است و در آنجا به شمار ستارگان آسمان ابريق هست » « 1 » و جابر از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه « هركه نزد منبر من به دروغ سوگند خورد ، حتى براى يك مسواك سبز جايگاهش پر از آتش خواهد شد » . « 2 »
منبرى را كه امروز در مسجد شريف است ، با آن منبرى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بر آن قرار مىگرفت ، تفاوتها و دگرگونىهاى بسيار است .
مسلمانان شمارشان افزون شد و مسجد گسترش يافت و وفدها ( هيأتهاى اعزامى ) پىدرپى به ديدار او سبقت مىگرفتند تا سخنش را بشنوند و به اسلام داخل شوند .
پيامبر صلى الله عليه و آله اگر سخنش به درازا مىكشيد بر تنهء نخلى تكيه مىداد .
چنان كه ابن بُرَيده از پدرش روايت مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بر سر پا سخن مىگفت . سخنش به درازا مىكشيد ، و ايستادن بر او دشوار مىآمد . تنهء نخلى آوردند و در زمين كردند و پيامبر در پهلوى آن ايستاد . از آن پس ، هرگاه برپاى ايستادنش به هنگام سخن گفتن به درازا مىكشيد بر آن تكيه مىداد .
مردى كه به مدينه آمده بود آن حالت را ديد و به كسى كه در كنارش بود گفت : اگر بدانم كه محمد از كار من خوشش مىآيد برايش جايگاهى مىسازم كه بر آن بايستد و اگر خواهد بر آن بنشيند . اين خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، فرمود :
آن مرد را نزد من بياوريد . چون آوردند او را فرمان داد كه بسازد .
پيامبر صلى الله عليه و آله در آنچه او ساخته بود ، احساس راحت كرد . چون از آن تنهء درخت دور شد و آهنگ آن پلكان كرد ، تنهء درخت ناله كرد ؛ همانند ناقه كه بچهاش از
هامش
( 1 ) - جامعالأحاديث ، ج 2 ، ص 434 ، شمارهء 6030
( 2 ) - همانجا ، ج 60 ، ص 147 ، شماره 20568