ابولُبابه پذيرفته گرديد . امّ سلمه گفت : آيا من اين بشارت به او ندهم ؟ فرمود :
بلى بشارتش ده . امّ سَلَمه بر در حجرهء خود ايستاد و گفت : اى ابولُبابه بشارت باد تو را كه خدا توبهات را قبول كرد . در اين هنگام مسلمانان آهنگ گشودن او كردند . ابولُبابه گفت : نه به خدا ، مىخواهم كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود مرا بگشايد . پيامبر بعد از نماز صبح كه از كنار او مىگذشت او را بگشود . « 1 » از آن پس اين ستون را ستون توبه ناميدند .
4 - ستون سرير ( تخت )
ستون سرير در مشرقِ ستون توبه است ، پيوسته به پنجرهء مُشرف بر روضهء شريفه . اينجا محل اعتكاف رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . آن حضرت را در اينجا تختى بود از برگهاى نخل و نيز بالشى بود بر روى آن كه بر آن تكيه مىداد . « 2 » بعضى گويند كه پيامبر صلى الله عليه و آله تخت را كنار ستون توبه نهاده بود . تا آنجا كه بدربن فرحون گويد : ستون سرير همان ستون توبه است . « 3 » مىتوان گفت كه سرير گاه در كنار ستون توبه بوده و گاه در كنار ستون سرير .
بدربن فرحون روايت كند كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام اعتكاف ، پشتى يا بالشى مىگذاشتند بر تختى از چوب و برگ نخل . اين تخت را ميان ستونى كه امروز روبهروى قبر شريف است و قنديلها ، جاى مىدادند . پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن دراز مىكشيد . « 4 »
ابو وحرهء ( به حاى بىنقطه ) سعدى در ابياتى در مدح آل زبير ، از اين
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر بنگريد به الدرةالثمينه ، ص 90 ؛ وفاءالوفا ، ج 2 ، ص 442 ؛ نزهةالناظرين ، ص 59 و الدرالثمين ، ص 50
( 2 ) - المسجدالنبوى عبر التاريخ ، ص 53
( 3 ) - وفاءالوفا ، ج 2 ، ص 448
( 4 ) - همانجا ، همان صفحه .