در همين زمان براى روشن ساختن مسجد ، چراغهايى آوردند « 1 » و در روزهاى جمعه و ماه رمضان در مسجد بخور مىسوزانيدند . و سهمى براى خريدن چيزهاى خوشبو معين كردند . گويند براى او مقدارى عود آوردند كه به همهء مردم نمىرسيد . گفت : آن را در مسجد بسوزانيد تا مسلمانان از آن منتفع شوند . « 2 »
سمهودى از يحيى نقل مىكند كه براى او آتشدانى از نقره آوردند . و او آن را به سعد داد و گفت : در روزهاى جمعه ماه رمضان در آن بخور بسوزان .
و سعد آن آتشدان را در مقابل عمر مىگذاشت . « 3 »
همچنين به همگام توسعه ، در جانب شمالىِ شرقى از مسجد شريف نبوى ، جايى ساخت و آن را « بطيحاء » ناميد و آن تالارى بود وسيع . آن را به ريگهاى « عرصة الحمراء » فرش كردند . مردم را گفت : هر كس خواهد در امور دنيا صحبت كند به آنجا رود تا كسى در مسجد هياهو نكند و هيبت و وقار مسجد در دلهاى مسلمانان پايدار ماند .
يحيى گويد كه او در ناحيهاى از مسجد مكان وسيعى معين كرد كه آن را بُطَيحاء مىگفتند . سپس گفت كه هر كس خواهد هياهو كند يا شعرى بخواند يا آواز بر كشد به آن بُطَيحاء رود . « 4 »
عمر براى مسجد شش در تعبيه كرد ؛ يعنى سه در ديگر بر درها افزود پس درها از اين قرار شد :
1 - در ديوار شمالى دو دَر ( يك در جديد ) .
هامش
( 1 ) - وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 670
( 2 ) - الدرة الثمينه ، ص 84
( 3 ) - وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 663
( 4 ) - وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 498