بوده و عكس صغرى به لا دوام مقيد نباشد جهتى كه در عكس صغرى موجود است عينا به نتيجه منتقل ميگردد .
( 700 ) « قاعدهء سوم » در مورديكه كبرى يكى از وصفيات باشد و عكس صغرى مقيد به لا دوام بوده باشد قيد لا دوام از عكس صغرى محذوف گرديده و بقيهء جهت به نتيجه نقل مىشود .
( 701 ) « قاعدهء چهارم » هرگاه كبرى يكى از وصفيات بوده و در كبرى قيد لا دوام وجود داشته باشد . جهتى كه در عكس صغرى موجود است با قيد لا دوام كبرى تركيب يافته و مجموع آن براى نتيجه جهت قرار داده مىشود .
( 702 ) چنان كه در شكل اول بيان شد موارد مذكور گاهى با يكديگر تداخل حاصل نموده بطوريكه بايستى دو قاعده از قواعدى كه ذكر شد در يك مورد اجرا شود به اين جهت چهار صورت پيدا مىكند .
نتايج حاصله كه منطبق با قواعد مذكور ميشوند در چهار طبقه تنظيم گرديده و براى هريك جدول جداگانهاى ترتيب داده شده است .
* * *
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 473
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٤٧٣