فصل 5 : دعايى كه شخصى بر اسب مردهى خود خواند و آن حيوان زنده شد
آن را در كتاب « المستغيثين » ديدم . مؤلّف به سند خود مىگويد : شخصى اسبش مرده بود ، پس چنين گفت :
أقسمت عليك أيّتها العلّة النّازله و اللّزبة الملمّة بعزّة عزّة اللَّه و بجلال جلال اللَّه و بقدرة قدرة اللَّه و بسلطان سلطان اللَّه و بلا إله إلّا اللَّه و بما جرى به القلم من عند اللَّه و بلا حول و لا قوّة إلّا باللَّه إلّا اندفعت و انصرفت عنّي و عن فرسي و دابّتي .
اى بيمارى اى كه فرود آمده و چسبيده و آميخته گرديدهاى ، تو را به ارجمندى عزّت خدا و به شكوه جلال پروردگار و به توان قدرت خدا و به فرمانروايى حكومت خدا و به اين كه نيست معبودى جز خدا و به آن چه قلم از جانب خدا ثبت مىكند و به اين كه جنبش و نيرويى نيست مگر به خدا ، سوگند مىدهم كه از من و از اسب و چارپايم جدا شوى و برگردى .
بر اثر آن ، اسب از جاى برخاست و سلامتش را باز يافت . « 1 »
هامش
( 1 ) المجتنى من الدّعاء المجتبى : 14 .