از يكديگر نشود . اين پيوند برادرى ، مقدمهاى براى حقوق خويشاوندى گرديد و حتى از يكديگر ارث مىبردند ، تا آنكه پس از جنگ بدر جنبهء معنوى برادرى باقى ماند و جنبهء مادى آن در موضوع ارث برداشته شد .
مشركان و يهوديان
مشركان : عربهاى مجاور مدينه در كمين مسلمانان بودند و براى حملهء به آنها در پى فرصت مىگشتند . قريش نيز پس از آن كه نتوانستند مسلمانان مكه را در شهر خودشان نابود سازند ، تلاش خود را به كار بستند شايد بتوانند آنان را در وطن جديدشان از ميان بردارند . آرزوى مشركان و منافقان مدينه نيز اين بود كه از دست مسلمانان تازه واردى كه دعوت خدا و رسولش را پذيرفته بودند رها شوند .
يهوديان : در آغاز ورود پيامبر خدا ( ص ) به مدينه ، يهوديان اميدوار بودند كه حضرتش به آنها بپيوندد . از اين رو وى را به حال خودش واگذاشتند و با پذيرش شرط آزادى انتشار دين جديد با او هم پيمان گرديدند .
اما همين كه ديدند كار مسلمانان استقرار يافته ، رو به پيشرفت است و جايگاهشان روز به روز استوارتر مىشود ، بىدرنگ و گستاخانه به آنان پشت كردند و آمادهء كارزار گرديدند ؛ از هر وسيلهاى براى دسيسه چينى و برانگيختن كينه در ميان مهاجران و انصار و همچنين زنده كردن كينههاى گذشتهء اوس و خزرج استفاده كردند . خاطرهء جنگ بعاث را در ميان مردم زنده كردند و اشعارى را كه دربارهاش سروده شده بود نقل و به زشتترين شكل از آنها سوء استفاده مىكردند .
ضرورت اعزام گشتىها
مسلمانان با اين گشتىها مىخواستند كه در برابر مشركان ، يهود و منافقان قدرت نمايى كنند تا در تبليغ دين و دفاع از اعتقاداتشان در برابر متجاوزان آزاد گذاشته شوند .