چنين مسلمانى از جان و دل ايمان دارد كه پا به عرصهء مبارزهاى عادلانه گذارده و يك چنين مبارزهاى انگيزهء تازهاى پديد مىآورد كه مؤمن را ، به تعبير نظاميان امروز ، به رزمندهاى شكست ناپذير مبدل مىسازد .
4 « روحيه جهاد » هم در روزگار جنگ و هم در دوران صلح بر انديشهء مسلمانان حكومت مىكند و هدف اوليهء آن نابود سازى نيروى مادى و معنوى دشمن است . پس از پيروزى سپاه اسلام و از ميان بردن توان مادى دشمن ، نوبت به جنگ روانى مىرسد كه نيروى معنوى دشمن را نابود سازد ، او را به تسليم وا دارد و پيروزى خويش را كامل گرداند .
تاريخ شاهد پيروزىهاى فراوانى است كه در پى آنها نيروى مادى طرف شكست خورده از ميان رفته ، اما نيروى معنوى او همچنان ثابت مانده است . در نتيجه ، آن پيروزى ، اندك زمانى ، بطور ناقص استمرار يافته و پس از آن ، غالب ، مغلوب و مغلوب ، غالب گرديده است .
حال ببينيم اسلام چگونه براى حفظ روحيهء معنوى مسلمانان به جنگ روانى رو مىآورد و روحيهء جنگى آنان را در زمان صلح نيز نگاه مىدارد .
شايد مهمترين هدف جنگ روانى ، ترسانيدن رقيب از مرگ و قحطى و ضربت كوبنده باشد . دشمن تلاش مىكند كه پيروزى خود را قاطع و حتمى جلوه دهد و حريف را به تسليم وا دارد .
او با رواج شايعات ، دروغ ، مبارزهء فرهنگى و استعمار فكرى سعى در ايجاد يأس و نوميدى دارد . ولى مؤمن حقيقى از مرگ هراسى ندارد ، چنان كه خداى متعال فرموده است :
« إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 1 »
آنگاه كه اجلشان به سر رسد ، پس نه ساعتى ( از آن ) تأخير كنند و نه پيشى گيرند .
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 49 .