دشمن و نيز اخبار مربوط به زمين را بر عهده دارد .
دورية الاستطلاع : گشتى شناسايى . دستهء كوچكى كه اخبار را از طريق جنگ به دست مىآورد .
دورية القتال : گشتى رزمى . دستهاى رزمى كه اخبار را از طريق جنگ به دست مىآورد . از اين رو شمار و تجهيزات آن بيش از گشتى شناسايى است .
الدفاع المستكن : دفاع بىتحرك .
الرتل الخامس : ستون پنجم . كنايه از جاسوسان است .
الساقة من الجيش : مؤخره . عقبدار .
السوق : استراتژى . استفاده از ميدانهاى گوناگون نبرد در راستاى حصول به غرض كلى جنگ ، يا عملياتى كه بر روند كلى جنگ تأثير مىگذارد .
الصلح : صلح . آشتى . توافقى است كه به منظور توقف جنگ براى مدتى معين ، ميان طرفين حاصل مىشود .
الضبط : انضباط . اطاعت بى چون و چرا از اوامر فرماندهى و اجراى آن با طيب خاطر .
فرض عين : واجب عينى . در اصطلاح نظامى جديد به معناى بسيج عمومى است .
فرض كفاية : واجب كفايى . در اصطلاح نظامى جديد به معناى بسيج خاص است .
القاعده : پايگاه . منطقهء استقرار سپاه پيش از آغاز عمليات جنگى را گويند و آن بر دو نوع است : عملياتى و تداركاتى . اين دو نوع اغلب يكى هستند و به ندرت از هم جدايند .
قسم الاكبر : عمدهء قوا .
الالتماس : درگيرى . رويارويى با دشمن .
المبادأه : به دست داشتن ابتكار عمل . تعبيرى است كه در مفهوم نظامى بر سبقت در عمل ، به منظور مجبور ساختن دشمن به تغيير نقشه و حفظ اين سبقت تا پايان عمليات دلالت دارد .
المباغته : غافلگيرى . پديد آوردن موقعيتى كه دشمن آمادگىاش را ندارد . از مهمترين
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٤٠٥