كه او را به عنوان يك جنايتكار جنگى و نه يك جنگجوى با شرافت بكشند . « 1 »
آنچه گفته شد دربارهء ديگر سريههايى كه براى قصاص خيانتكاران اعزام شدند نيز صدق مىكند .
نتيجه اينكه قصاص مسلمانان از يهود و ديگران ، ضرورى و عادلانه بود .
عقيده
در اين دوره از جهاد رسول خدا ( ص ) ، تأثير اعتقاد در يكپارچه ساختن صفوف در راستاى تلاش براى مصالح عمومى آشكار شد و اين كه چگونه مسلمانان براى نيل به شهادت از يكديگر پيشى مىگرفتند ؛ و چگونه اعتقاد ، مسلمانان را وا مىداشت تا به خاطر خطايى كه مرتكب شدهاند و كسى جز خداوند از آن آگاه نيست خود را مؤاخذه كنند .
بنى قريظه از مسلمانان تقاضا كردند تا ابو لبابه را به منظور مشورت نزد آنها بفرستند .
ابو لبابه در روزگار جاهليت با آنان ، هم پيمان بود و از دوستان با شرافتى بود كه در يكرنگى او هيچ ترديدى نداشتند . رسول خدا ( ص ) ابو لبابه را نزد آنها فرستاد . مردان ، زنان و كودكان با اشك و آه و ناله از او استقبال كردند . ديدن اين منظره او را متأثر كرد و هنگامى كه يهوديان از او پرسيدند آيا صلاح است حكم محمد را بپذيرند ؟ ابو لبابه گفت بلى و با دست به گلويش اشاره كرد و بدين وسيله به آنان فهماند كه اگر تسليم شوند ، سرهايشان بريده خواهد شد .
ولى او به فوريت دريافت كه با اين اشاره ، به رسول خدا خيانت ورزيده است . و اين كار را بر اثر احساس عاطفى خود انجام داده است و نه اعتقاد دينى . آنگاه سرگردان و پشيمان به مسجد رفت ، خود را به ستون بست و سوگند ياد كرد كه تا خداوند توبهاش را نپذيرد خود را باز نكند .
او در همان حال ماند و از رسول خدا ( ص ) ، شفاعت طلبيد تا آنكه خداوند توبهاش را
Footnote
( 1 ) - هنگامى كه اسير قول شرف بدهد ، آزاد مىگردد ، ولى با اين شرط كه عليه دولتى كه او را آزاد كرده ، نه خود بجنگد و نه ديگرى را وادار به جنگ كند . هنگامى كه قول شرف خود را نديده بگيرد و به ارتش بپيوندد و بار ديگر از سوى دولتى كه آزادش كرده به اسارت در آيد ، محاكمهء او به خاطر اخلال در قول جايز است و كيفر چنين كسانى بطور معمول اعدام است . ر . ك : قانون بين الملل : قانون جنگ و بىطرفى .