مرتضى و سيّد رضى - رحمهم اللَّه - بهره برده است .
طريق روايى واقع در كتاب « بشارة المصطفى » اثر عمادالدين طبرى « 1 » ، شاگردى حلوانى را در محضر سيدمرتضى در سال 429 هجرى به روشنى نشان مىدهد و سند واقع در كتاب « ذيل تاريخ بغداد » اثر ابنالنجار البغدادى « 2 » ، استفادهء او را از ابوالحسن علىبن المظفربن بدر ، علامه بندنيجى در سال 425 هجرى قمرى اثبات مىكند .
ابوعبداللَّه حسينبن محمّد حلوانى خود نيز در آخرين روايت كتابش كه آن را بر خلاف احاديث ديگر كتاب ، مسنداً ذكر مىكند « 3 » به استاد ديگرش كه به احتمال فراوان از استادان اصلى وى بوده است اشاره مىكند . حلوانى طريق خود را چنين آغاز مىكند : « أخبرني الشيخ أبوالقاسم عليّ بن محمّد بن محمّد المفيد رحمهاللَّه » كه حاكى از شاگردى او نزد فرزند برومند شيخ مفيد است . بنا بر آنچه ابن طاووس مى گويد حلوانى از او در كتاب ديگرش « نهجالنجاة » نيز حديث نقل كرده است « 4 » .
شاگردان حلوانى
براساس طريقهاى روايى گذشته مىتوان از « علىبن الحسينبن على الرازى » و « ابوزكريا ، يحيىبن على الخطيب التبريزى » به عنوان شاگردان حلوانى نام برد .
افزون بر اين ، استقبال و بهرهگيرى دانشمندان و نويسندگان از كتاب و توجه ايشان به آن بويژه عمادالدين طبرى ، مؤلّف « بشارةالمصطفى » و ابنبطريق ، مؤلّف « عمده » و از بزرگان قرن ششم كه تنها يك قرن با وى فاصله دارند ، نشان از استقبال عالمان از كتاب او و استفادهء كتبى آنان دارد .
عصر مؤلّف
بر اساس علم طبقات رجال و با توجه به سال وفات مشايخ حلوانى مىتوان وى را
هامش
( 1 ) . بشارة المصطفى : ص 105 .
( 2 ) . ذيل تاريخ بغداد : ج 4 ، ص 108 .
( 3 ) . ر . ك : ص 220 ، ح 529 .
( 4 ) . اليقين : ص 389 .