اين پايان كتاب است و با آن ، مقصودم كه ثبت طرفه سخنانى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و پرتوهايى از سخنان اميرمؤمنان على بن ابى طالب و امامان از نسل او بود به پايان رسيد و همان گونه كه بر خود واجب كرده بودم ، موجز و كوتاه آوردم پس هركس بيشتر خواهد ، آن را در كتابهايى بجويد كه افراد عادل و مورد اعتماد از ايشان نقل كردهاند كه تا هر كجا همّت بركشد مقصودش را در آن مىيابد .
آنچه هم من آوردهام ، مايهء بينايى مبتدى و تذكّرى براى منتهى است و از كتب ابن مقفع و على بن عبيدهء ريحانى و سهل بن هارون « 1 » و جز آنان كفايت مىكند .
و هركس كتابهاى ريحانى و رسالههاى او را تورّق كند ، مىداند كه همهء آنها از خطبهها و رسالهها و اندرزها و حكمت و آداب امامان عليهم السلام است ، درودهاى خدا بر آنان باد .
و اگر اين نويسندهء فاضل توفيق آن مىيافت كه سخن هر امام را به همو نسبت دهد ، پاداشش بيشتر و يادش پايندهتر مىبود ؛ و خداوند بر محمّد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود فرستد . ( كتاب پايان يافت و ستايش خداى را ، از آغاز تا پايان . )
هامش
( 1 ) . اين سه تن از اديبان و نويسندگان بزرگ دورهء خلافت عباسيان بودند كه شرح حال مختصر آنها در مقدمهء كتاب آمد .