( انبياء : 34 ) ؛ و مانند اين آيات ، با اينكه بر اين آيات عالم بود ، لكن رسول را از جمله محتالان و طرّاران توهّم و تصوّر كرد و در تمارض و تماوت ، يعني چنان نمايد كه مرده است و نباشد ، و حقّ اين دوم است ، به دليل آن كه گفت : دستها و پايهاي مردم ببرد ، لكن اين نيز باطل است به حكم آيه :
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ
( نحل : 126 ) ؛ و حقّ تعالي مُثله و نكال از امّت محمّد صلّى الله عليه وآله برداشت در روز توبه وحشي [ قاتل ] عمّ رسول حمزه سيّد الشهدا ؛ و كشف ابوبكر از روي رسول دلالت بر آن است كه وي نيز رسول را طرّاري و محتال دانست ، و الّا مخالفت به رسول نميكردي ؛ و چون عمر را مرگ رسول متيقّن شد ، بايستي كه بر وفق
الذِينَ إِذَا أصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
( بقره : 156 ) [ 75 ] كلمه استرجاع گفتي . حمد و ثناي خداي تعالي گفتن باري فضل او بود ، و اين مبني بر آن است كه ايشان خرّم و فرحناك بودند به مرگ رسول صلّى الله عليه و آله ، يا منتظر مرگ او براي خلافت او . آخر .
بخاري ميگويد : عن ابن عباس أنّ أبابكر خرج [ و عمر ] يُكلّم الناس ، قال يا عمر ! اجلس . فأبي أن يجلس فأقبل الناس اليه و تركوا عمر ، فقال أبوبكر : أما بعد منكان منكم يعبد محمّداً فإنّ محمّداً قد مات و من كان منكم يعبدالله فإنّ الله حيّ لايَموت قال الله تعالي : وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أفَإِنْ مَاتَ أوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ( آل عمران : 144 ) و قال : والله لكان الناس لم يعلموا أنّ الله أنزل هذه الاية حتي تلاها أبوبكر فتلقّاها منه النّاس كلّهم فما أسمع بشراً من الناس إلّا يتلوها ، [ بخارى : 5 / 143 ] يعني : روايت مىكند از عبداللّه عبّاس كه وي گفت : ابوبكر بيرون آمد و با مردم سخن ميگفت . گفت : اي عمر ! بنشين و عمر نمينشست . مردمان روي به ابوبكر نهادند و عمر را رها كردند و بگذاشتند . پس ابوبكر گفت : اما بعد ؛ هر كه از شما محمّد را ميپرستيد ، محمّد مرد ، و هركه از شما خدا را ميپرستيد خدا زنده است كه هرگز نميرد .
فضائل اهل بيت رسول (ص) و مناقب اولاد بتول (ع) (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص١٥١