و شدّت عذاب غاصبان و ظالمان باشد ، لكن اجماع مسلمانست كه مطالبه كرد ، و از او بيّنه طلب كردند به خلاف شرع ، زيرا كه رسول گفت : البيّنةُ عَلَي المدّعي ؛ و فاطمه عليها السلام صاحبةُ اليد بود فدك را و باقي تا هفت مزرعه را . بيّنه حقّ ابوبكر بود كه مدّعي بررسول و بر فاطمه عليها السلام وي بود و گواه از فاطمه طلب ميكرد . فقهش اين بود كه شنيدي . فاطمه زني بود مظلومه ، و قوم جمله را يافت ارتدّوا وانقلبوا عليأعقابهم ، و ديدند كه فما رَعَوها حقّ رعايتها بودند . از سر عجز و اضطرار تمسّك به قرآن كرد به آيه : يُوصيكُمُ اللّه . ابوبكر آن را معارضه بكرد بدين مفتري كه : إنّا معاشر الانبياء ، و علماي نواصب و سنّيان هنوز در اقامه عذر وحجّتند به حكم وَأعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْماً وَزُوراً ( الفرقان : 4 ) . و گويند : شايد كه تخصيص قرآن كنند به خبر واحد ، يعني سخن خدا به سخن ابوبكر باطل توان كرد . فاطمه عليها السلام چون اين حديث شنيد تمسّك به آيات قرآن كرد كه كلام تو باطلست با آيه : وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ ( النمل : 16 ) ؛ و آيه : يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً ( مريم : 6 ) ؛ نه اين جمله انبياء بودند و از ايشان وارثان ميراث گرفتند ، زيرا كه به اتّفاق ميراث ايشان نبوّت نميتواند بودن ، و الّا اولاد يعقوب هر دوازده نبي و رسول بودندي ، و نه چنين بود ، بلكه رسول جز يوسف نبود ، و ميان و فاطمه عليها السلام و ابوبكر كلام بسيار برفت . فاطمه گفت : أتَرِثُ أباكَ و لا أرثُ أبي ؟ و ابوبكر به حكم و جاه و سلطنت مستظهر بود ، بانگ بر فاطمه زد ، زاد يوم المعاد را و الفضلُ ما شَهِدَت بِهِ الأعداء .
در كتاب مجتبي امام صالحاني اصفهاني شافعي المذهب ميگويد : في فاطمة عليها السلام :
اللّهمَّ صَلِّ عَلي المَغصُوبة جَهراً المَدفُونَةِ سِرّاً سَليلة المصطفي وحَليلة المرتضي و نَبعة العَليّ و مريم الكبري القاصدة بالشكري و الطالبة من الله العَدوي أمّ الحَسَن و الحُسَين سيّدة النساء فاطمة الزهراء .
جمله حالات و ظلمي كه بروي رفت در اينجا [ 45 ] درج است .
فضائل اهل بيت رسول (ص) و مناقب اولاد بتول (ع) (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص٩٤