يعني : هر كه خواهد كه نظر به آدم كند در علمش ، و به نوح نگرد در تقواي او ، و به ابراهيم نگرد در حلمش ، و به موسي در هيبتش ، و به عيسي در عبادت او ، بايد كه نظر كند به علي بن ابيطالب و وي را ببيند . آنچه در اين پنج پيغمبر اولوالعزم و متفرّق بود ، در وي جمع است . پس شخص كه وي را مزيّت باشد بر پنج پيغمبر اولوالعزم ، چگونه شايد كه كمتر باشد از شخصي كه وي را مرتبت باشد كه آن دون مرتبه انبياء است و اوصياء ؟
و به وصايت و الوصيّين خود سخني نباشد ، زيرا كه علي وصيّ رسول بود ، و ابوبكر وصيّ او نبود ؛ و نيز از عليّ عليه السلام در ايّام خلافت او از اين باب سؤال كردند فرمود كه :
و أنّي يكون أفضل منّي و أنا عَبَدتُ الله قبلهما و عبدته بعدهما
، [ بنگريد : شرح نهج البلاغه : 20 / 25 ] يعني : چگونه او فاضلتر باشد از من ، حال آن كه من عبادت خدا كردم پيش ايشان و پس از ايشان ؟
و نيز علي - عليه السلام - به اتّفاق ، معصوم به آيت تطهير و حديث :
لم يُشرِك باللّه طَرفَةَ عَينٍ أبَدا ،
يعني : علي مر گنه شرك نياورد به خدا ، چندان كه چشم بر هم زنند ؛ و ايشان سالها مشرك بودند پس اسلام آوردند ، و علي از اين بري . پس چگونه شايد كه « جايز الخطاء ، التّائب من الشرك » يعني : « كسي كه از شرك توبه كرده باشد » أفضل بُوَد از معصوم ؟
و قال الله تعالي :
إِنَّ أكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أتْقَاكُم
[ حجرات : 13 ] ، يعني : به درستي كه بزرگترين شما به نزديك خدا متّقيترين شما است ، و ايشان هيچ به تقواي علي نبودند به زعم خصم نيز ، زيرا كه علي بيست و پنج در ايّام بطلت ، عبادت ميكرد .
افضل اعمال جهاد است و ايشان را جهاد نبود ؟ و قال اللّه تعالي :
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ
[ نساء 95 ] .
و نيز صالحاني در اوّل مجلّد كتاب مجتبي گفت :
عن أبي بكر محمّد بن أحمد ما شاده السكري قراءة عليه عن أبي مسعود