بدان احتجاج مىكرد كه در جهان شرور و بديها مشاهده مىشود . هندوان نيز چنين مىگويند .
پس از طالس در علوم رياضى به طور خاص ، اپولونيوس « 116 » نجّار سرآمد شد او راست كتاب مخروطات ، در علم به احوال خطوطى كه نه مستقيماند ، نه مقوّس ، بلكه منحنى هستند . از اين كتاب در عصر مأمون هفت گفتار به زبان عربى ترجمه شد و چنان كه از مقدمهاش بر مىآيد در اصل هشت مقاله بوده است .
كتاب مخروطات اپولونيوس و كتاب ديگر او سالها بعد سبب شد كه اقليدس كتاب خود را تأليف كند .
اقليدس نجّار « 117 » از مردم صور بود . او را در علم هندسه يد طولا بود . و كتاب او به اسطوخيا « 118 » - يعنى اركان - معروف است . اين كتاب كتابى گرانقدر و پر فايده است .
يونانيان را در اين علم به جامعيت آن ، كتابى نبوده و از آن پس نيز به تأليف نپيوسته است . هر چه از آن پس در علم هندسه تأليف شده ، به گرد آن مىچرخيده و گفتار او را در برداشته است . از اين رو در اين قوم كسى نيست كه به فضل او اعتراف نكرده باشد و در برابر دانش وسيع او تسليم نشده باشد . ديگر از آثار اقليدس ، در اين نوع ، كتاب المفروضات است و المناظر و تأليف اللحون و جز آن .
ديگر از مشاهير رياضيدانان ارشميدس « 119 » است . او نيز يونانى بود كه از مصريان حكمت آموخت . گويند او بود كه زمينهاى اكثر روستاهاى مصر را خشك كرد و ميان آنها پل بست تا به وقت طغيان نيل از آنها بگذرند . ارشميدس را كتابهايى چند است .
چون كتاب كره و اسطوانه و كتاب تسبيع دايره و گويند كه روميان پانزده بار كتاب او را به آتش كشيدند .
پس از ارشميدس منالاوس « 120 » ، صدرنشين دانش رياضى شد و او راست كتاب معرفة تمييز اجرام المختلطه .
حزقيا پسر احاز
او بيست و نه سال پادشاهى كرد . « 121 » و خدا را فرمان برد و بتها را برافكند ، خدا نيز او را بر دشمنانش پيروز گردانيد . در سال چهارم پادشاهى او شلمنصر پادشاه بابل بار دوم به سرزمين سامره تاختن آورد و هر چه از سبطهاى دهگانه باقى مانده