سوزانيد . سپس اليّا دعا كرد و باران باريد و زمين را سيراب كرد . اليّا از بيم ايزابل زن احاب بار ديگر به بيابان گريخت و چهل شبانه روز روزه گرفت . اليّا با شاگرد خود اليشع بيامد و آب نهر اردن را بشكافت و به قعر آن رفت ، و در ابر بالا رفت و زنده به آنجا كه خداى تعالى خواسته بود بازگشت .
پيامبران اين عصر يكى اليّا بود و ديگر شاگردش اليشع ، نيز عوبديا و ابيهوذ و عوزيل و ميخا پسر يمشى و از پيامبران دروغين : صدقيا و اليعازر و چهار صد تن ديگر .
چون احاب بمرد پس از او احاز پسرش يك سال پادشاهى كرد ، از روزن خانهاش فرو افتاد و بمرد و پس از او يورم برادرش دوازده سال پادشاهى كرد « 99 » .
يورم پسر يوشافاط
او هشت سال پادشاهى كرد « 100 » . با خواهر احاب پادشاه سبطهاى دهگانه ازدواج كرد . نام اين زن عثليا بود . يورم همهء برادران خود را به قتل رسانيد . بلا بر او نازل شد و به درد شكم بمرد .
احزيّا پسر يورم
يك سال پادشاهى كرد . در زمان او پادشاهى سبطهاى دهگانه از خاندان احاب به مردى به نام ياهو پسر نمشى رسيد . اين مرد يورم پسر احاب و همه خاندانش را و نيز ايزابل زنش را بكشت و نشانشان را برافكند .
عثليا مادر احزيا
اين زن هفت سال پادشاهى كرد . زنا را براى مردان و زنان مباح نمود و مرد و زن در شهر قدس به آشكارا به زنا پرداختند . عثليا خاندان شاهى را پراكنده ساخت تا خود به استقلال پادشاهى كند و ديگر رقيبى نداشته باشد . از همهء آن افراد جز يواش ، نوهء او ، يعنى پسر پسرش احزيا ، هيچ كس باقى نمانده بود . عمهء يواش ، يوشبع ، زن يوياذع رئيس كاهنان او را بدزديد و در نهان پرورش داد .