پى نوشتهاى دولت سوم
« 75 » نام اين پادشاه ناحاش است . ( كتاب مقدس ، كتاب اول سموئيل ، 11 / 1 )
« 76 » عمالقه يا عماليق : قومى قديم و صحرا گرد و جنگجو كه با بنى اسرائيل به هنگام بازگشتشان از مصر به كنعان ، زدوخوردها داشتهاند و بعدها نيز عمالقه و طسم و جديس و ثمود از نخستين اقوامى بودهاند كه به زبان عربى سخن مىگفتهاند . ( دايرة المعارف فارسى )
« 77 » رك : كتاب حاضر ، دولت دوم ، پى نوشت شماره 18 .
« 78 » متن : سوى امرأة اوريا ام سليمان ( جز زن اوريا مادر سليمان ) .
« 79 » افسوس يا افسس شهر قديم يونانى در مغرب آسياى صغير ، نزديك ساحل درياى اژه . از دوازده شهر يونيا بود . در آغاز جنگ اسكندر با ايران به تصرف او در آمد و كرسى ايالت رومى آسيا شد . پيش از مسيحيت به واسطهء معبد ديانا ( آرتميس ) كه يكى از عجايب هفتگانه بود شهرت بسيار داشت . بعضى غار اصحاب كهف را در آنجا دانستهاند . ( دايرة المعارف فارسى )
« 80 » ساموس ، جزيرهاى در درياى اژه ، نزديك ساحل غربى آسياى صغير . در قرن ششم قبل از ميلاد در عهد بولوكراتس رونق يافت . ساموس زادگاه فيثاغورس است . ( دايرة المعارف فارسى )
« 81 » متن : امبيذقلس . امپيدكلس از 492 تا 432 ق م . مىزيسته . ( خراسانى ، شرف الدين ، نخستين فيلسوفان يونان ، ص 339 )
« 82 » مراد كتاب جامعه است از مجموعهء عهد عتيق .
« 83 » صاحب سفر جامعه كلام دهريه را رد كرده است و مؤلف پنداشته است كه سليمان بر مذهب دهريه بوده است . . . در پايان اين سفر آمده : خاك به زمين برگردد به طورى كه بود و روح نزد خدا كه آن بخشيده بود باز گردد . . . از خدا بترس و او را نگاه دار چون كه تمامى تكليف انسان اين است . زيرا خدا هر كار مخفى را خواه نيكو باشد خواه بد به محاكمه خواهد آورد . ( صالحانى )
« 84 » متن : ثاليس . طالس ، يا ثالس ، ملطى در حدود سال 624 ق . م . ولادت يافت و در سال 546 ق . م . درگذشت . طالس ايونى بود ولى احتمالا خون فنيقى در رگهايش جريان داشت . يكى از حكماى هفتگانه و بنيانگذار علم و فلسفهء يونانى است . سالها در مصر بود و در آنجا با