به حكمت و كتب الاهى بود . شنيد كه كتابهاى يهود بيست و چهار سفر هستند . شوق آگاهى از آن كتب در دل او پديد آمد . نزد كوهن بيت المقدس كس فرستاد و مالى فراوان به دو هديه كرد . كوهن .
هفتاد تن از احبار و علماى يهود را بدين كار گماشت .
در ميان آنها كوهن بزرگوارى بود به نام العازار . همه را با اسفار تورات به مصر روانه داشت . . . بطلميوس براى هر يك كاتبى تعيين كرد تا هر چه ترجمه مىكنند به او املا نمايد و او بنويسد . تا همهء اسفار از عبرانى به يونانى ترجمه شد . ( ابن خلدون ، العبر ، ترجمهء عبد المحمد آيتى ، جلد اول ، ص 127 ) و نى رك : كتاب حاضر ، ص 78 در شرح احوال بطلميوس دوم .
« 15 » اينك داستان حضرت آدم را آنچنانكه در قرآن مجيد آمده است مىآوريم : و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفهاى مىآفرينم ، گفتند : آيا كسى را مىآفرينى كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد ، و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مىگوييم و تو را تقديس مىكنيم ؟ گفت آنچه من مىدانم شما نمىدانيد .
و نامهاى چيزها را به آدم بياموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد . و گفت اگر راست مىگوييد مرا به نامهاى اين چيزها خبر دهيد .
گفتند : منزهى تو ، ما را جز آنچه خود به ما آموختهاى دانشى نيست ، تويى داناى حكيم .
گفت : اى آدم آنها را از نامهاى چيزها آگاه كن . چون از آن نامها آگاهشان كرد خدا گفت : به شما نگفتم كه من نهان آسمانها و زمين را مىدانم و بر آنچه آشكار مىكنيد و پنهان مىداشتيد آگاهم ؟
و به فرشتگان گفتيم : آدم را سجده كنيد . همه سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد و برترى جست و از كافران بود .
و گفتيم : اى آدم ، خود و زنت در بهشت جاى گيريد و هر چه خواهيد و هر جا كه خواهيد از ثمرات آن به خوشى بخوريد . و به اين درخت نزديك مشويد كه در زمرهء ستمكاران در آييد .
پس شيطان آن دو را به خطا واداشت و از بهشتى كه در آن بودند بيرون راند . گفتيم : پايين رويد ، برخى دشمن برخى ديگر . و قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قيامت زمين باشد .
( سورهء بقره ، آيههاى 30 تا 38 ) شيطان وسوسهاش كرد و گفت : اى آدم ، آيا تو را به درخت جاويدانى و ملكى زوال ناپذير راه بنمايم ؟
از آن درخت خوردند و شرمگاهشان از دو سو پيدا شد و همچنان برگ درختان بهشت بر
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٤٩