تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧

فينحاس پسر اليعازر پسر هارون كاهن

او بنابر رأى انيانوس بيست و چهار سال امور قوم را تدبير مىكرد . افريقيانوس « 61 » مىگويد : مشايخ سى سال اين قوم را اداره كردند . ولى در كتاب الاهى اين سالها معين نشده‌اند . در اين زمان بنى اسرائيل به سركشى در افزودند . فرشتهء خداوند به فينحاس گفت : كه اين قوم شايستگى آن را ندارند كه كلام خداوند را بشنوند . خمره‌اى مسين برگير و اسفار تورات و آن دو لوح و عصاى موسى و چوبدست هارون كه در عين خشكى برگ مىآورد ، و هر چه را كه از من ( : ترنجبين ) به عنوان يادگار باقى مانده ، در آن بگذار و سرش را با سرب فروبند . فينحاس چنين كرد و خمره را برگرفت و از پى فرشته برفت تا در آن خانهء خدا كه سليمان بن داود بنا كرده بود به درون مغاره‌اى شد . در آنجا صخره‌اى از هم بشكافت . فينحاس خمره را در آن نهاد . و جاى آن ناپديد شد .

كوشن « 62 » بزهكار متجاوز

پس از آنكه بنى اسرائيل عصيان كردند و عصيان از حد گذرانيدند ، خداوند آنان را به دست كوشن ستمگر كه مردى از اقوام ديگر بود تسليم كرد . وى به مدت هشت سال آنان را به انواع ستمها بيازرد .

عثنائيل پسر قيناز

چون كوشن بنى اسرائيل را درمانده ساخت ، به درگاه خداوند زارى كردند . خداوند مردى از سبط يهودا به نام عثنائيل ، برادر زاده كاليب پسر يوفنيا ، را در ميانشان پديد آورد . او كوشن را به قتل رسانيد و كار قوم را چهل سال به دست گرفت و بار ديگر به پرستش خداوند بازشان گردانيد ، سپس ديده از جهان فرو بست .

عَجْلون

پس از مرگ عثنائيل پسر قيناز ، بار ديگر بنى اسرائيل عصيان كردند و به پرستش بتان پرداختند . اين بار خداوند آنان را گرفتار ستم عَجْلون پادشاه موآب گردانيد . عجلون هجده سال آنان را بنده خود ساخت . سپس بنى اسرائيل به درگاه