از دنيا ببرد . از اينرو به يكى از ديرهاى انطاكيه رفت و در زمرهء راهبان درآمد و همچنان به عبادت مشغول بود تا سال 444 كه از جهان برفت . از مشاهير آثار او يكى كتاب تقويم الصّحه است . اين كتاب سراسر آراسته به جداول است . ديگر كتاب دعوة الاطباء « 563 » است كه مقامهاى است ظريف ، و نيز رسالهء اشتراء الرقيق .
چون ميان ابن بطلان و ابن رضوان آن ماجرا در مصر پديد آمده بود ، ابن بطلان رسالهاى به او نوشت كه در آن با او احتجاج كرده بود و معايبش را به دو نموده و گفته بود كه ادعاى او از علوم اوايل چيزى جز جهل نيست . ابن بطلان اين رساله خود را به هفت فصل تقسيم كرده است :
فصل اول - در باب فضيلت كسانى كه با مردان علم ديدار كردهاند ، بر كسانى كه از كتب ، علم آموختهاند .
فصل دوم - در اين باب كه هر كس علم را از مطالعهء كتب حاصل كند علمش با مشكلات و شكوكى آميخته شود كه حل آنها برايش متعذر باشد .
فصل سوم - در باب اينكه اثبات حق به كسى كه باطلى به عقلش نياميخته آسانتر است از اثبات حق به كسى كه باطل به عقلش آميخته است .
فصل چهارم - در اينكه از عادات فضلاست كه چون به خواندن كتب قدما مىپردازند اگر در مطالب آن تباين و تناقض ديدند به طعن مصنف آن نمىپردازند بلكه خود به تحقيق و تفحص مىپردازند تا حقيقت معلوم شود .
فصل پنجم - در اينكه در مسائل گوناگونى كه براهين درست و مقدمات صحيح داشته باشند بايد جوابها به طريق برهانى به اثبات رسند .
فصل ششم - در باب تأمّل در گفتار او كه در مقام مباهله گفته است : من يك مسئله از او مىپرسم و او هزار مسئله از من بپرسد .
فصل هفتم - در تحقيق در گفتار او در باب نقطهء طبيعى و بيان موضع شبهت در اين نامگذارى .
ابن بطلان رسالهء خود را بدين عبارات پايان مىدهد : لذت ژاژخايى به شدت جوابهاى گلوگير نيرزد . به يقين ما را به موقف مىبرند تا از ما حساب كشند و جايى است كه در برابر اعمال ما ثواب و عقاب مىدهند . در آنجا بيماران به درگاه پروردگارشان تظلّم مىكنند تا پزشكانى را كه به سبب خطا در معالجات موجب
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٢٦٦