يوسفوس عبرى گويد : پيش از خراب كردن اورشليم علاماتى وحشتانگيز پديدار شد . بر فراز شهر ستارهاى با دنبالهاى از آتش مىدرخشيد و در عيد فصح گاوى را براى قربانى آوردند ، آن گاو در وسط معبد پروردگار برهاى زاييد ، و درهاى مسين معبد را كه جز به نيروى بازوى بيست مرد باز و بسته نمىشد ، ديدند كه نيمه شب بىهيچ سببى باز شده است . و در تمام آن سال صدايى از درون معبد به گوش مىرسيد كه مىگفت : من به زودى از اينجا خواهم رفت .
تيتوس قيصر
او دو سال پادشاهى كرد « 269 » . در سال دوم پادشاهىاش كوهى در روم بشكافت و از آن اخگرهاى آتش بيرون ريخت و شهرهاى بسيارى در آتش سوختند . و در رم آتشسوزيهاى بسيار شد « 270 » يكى از خطيبان روزى در مجلسى سخن مىگفت و تيتوس را به لقبى كه از يكى از نامهاى خدا مشتق شده بود بستود . تيتوس از شنيدن اين لقب چنان خوشحال شد كه از خوشحالى بمرد .
دوميتيانوس قيصر
شانزده سال پادشاهى كرد « 271 » . ستارهبينان ، كفبينان ، فالگيران و رمالان را از روم بيرون كرد . و فرمان داد كه در سرتاسر روم تاك نكارند . در سال نهم پادشاهىاش مسيحيان را سركوب كرد . با آن همه سختگيرى مردم همچنان دسته دسته به كيش مسيح مىگرويدند و بدان تمسك مىجستند .
فطروفيلس محصل ، به ارسنيوس حكيم معلم خود گفت : چه چيز ديونوسيوس « 272 » رئيس حكيمان آتن و افريكانوس اسكندرانى و مرطيانوس باذوى را واداشت كه در برابر مردى مصلوب سجده كنند ؟ او پاسخ داد اين مشيت خدا بود .
در اين زمان اپولونيوس طلسماطيقى مشهور شد . او همواره با اعمال خود كه خلاف اعمال مسيح بود با شاگردان به مخالفت برمىخاست . و مىگفت : واى بر من اگر پسر مريم بر من پيشى گيرد .
اين قيصر يوحناى انجيلى را به يكى از جزاير تبعيد كرد . اسقف آتن براى او