برمىآيد كه در طليطله حتى در اواخر قرن سيزدهم يك اقليت بزرگ از باشندگان مىزيستهاند و حال آنكه مىدانيم كه طليطله از سال 478 ه / 1085 م به دست مسيحيان افتاده است . علاوه بر اين بر بسيارى از اوضاع اجتماعى طليطله در دو قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادى آگاه مىشويم كه مثلا بهاى زمين چند بوده و پولى كه در معاملات رد و بدل مىشده چه نام داشته . همچنين اين اسناد از روابط دوستانه ميان باشندگان و مسيحيان حكايت دارند . « 13 » .
از آنجا كه بيشتر مسلمانان ساكن شهرهاى از دست رفته اندلس ترجيح مىدادند كه به اراضى اسلامى پناه جويند و در زير لواى دولت اسلامى بيارامند ، در اواسط قرن هفتم هجرى مهاجرين گروهگروه از بلنسيه و مرسيه و قرطبه و اشبيليه و جيان و بياسه و غير آن به شهر غرناطه وارد مىشدند ، آنسان كه در اين مملكت كوچك جاى بر مردم تنگ شده بود و شمار ساكنان آن در دورههاى اخير به پنج يا شش ميليون رسيد . شهر غرناطه به تنهايى نيم ميليون جمعيت داشت كه همه از بلاد شرقى و غربى اندلس به آنجا مهاجرت كرده بودند . ازاينرو ساكنان مملكت غرناطه از لحاظ نژادى گونه خاصى بودند .
مولدين - اعقاب اسپانيائيهايى كه از زمان فتح اسپانيا به دست مسلمانان ، اسلام آورده بودند - در جمعيت جديد غرناطه گروه مهمى بودند ولى عربها و بربرها همواره در آنان به ديده بيم و ترديد مىنگريستند . اينان با آنكه در سايه حكومت اسلامى از همه حقوق يك مسلمان برخوردار بودند در بسيارى موارد دست به شورش مىزدند .
مخصوصا در شورشهايى كه بر ضد حكومت قرطبه برپا مىشد چون شورش ربض و شورش طليطله در ايام حكم بن هشام و شورش بنى قسى در ثغر اعلى ، دست داشتند .
هامش
( 13 ) . اين اسناد در بخشsocirotsiH sovihcrAوابسته به كتابخانه ملى مادريد نگهدارى مىشوند . بيشتر آنها را خاورشناس بزرگ اسپانيايى گونثالث پالنثياaicnelaP zelaznoGترجمه و به زبان اسپانيايى در چهار مجلد قطور تحت عنوانsolgiS soI ne odeloT ed sebarazoM soLمنتشر كرده است و قطعاتى از آن درsanadeloT sebarazoM sarutircsE : seuqioB . Pانتشار يافته است .