كه پيش از ولادت او چشم از جهان بربستهاند و همچنين كسانى كه از ديگر بلاد به اندلس آمدهاند . از ديگر آثار او است : « ايماض البرق » و كتاب « الاعتاب » يا « اعتاب الكتاب » شامل شرح حال شمارى از دبيران اندلس و مشرق و غير آن . اينها آثارى است كه بيشترشان به دست ما رسيده است . « 8 »
ديگر ابو الطيب صالح بن شريف الرندى . اديب و شاعرى توانا بود . ولى از زندگىاش آگاهى چندانى نداريم و از انتسابش درمىيابيم كه اهل رنده بوده است . در سال 601 هجرى در آنجا متولد شده و در سال 684 هجرى وفات كرده است . ابن عبد الملك در « التكمله » او را خاتم ادباى اندلس مىشمارد . در نظم و نثر مهارت داشت .
او را در موضوعهاى مختلف « مقاماتى » است . بسيار به غرناطه مىرفت و با دربار غرناطه در ارتباط بود . رندى در اواسط قرن هفتم كه اندلس در آتش فتنه مىسوخت و به قيام مملكت غرناطه انجاميد زندگى مىكرد . در اين سال بسيارى از شهرهاى اندلس به دست مسيحيان افتاد . المقرى پنداشته است كه او در اواخر قرن نهم هجرى مىزيسته است . « 9 » از اشعار اوست در غزل و تصوف :
سلم على الحى بذات العرار * و حى من اجل الحبيب الديار
و خل من لام على حبهم * فما على العشاق فى الذل عار
و لا تقصر فى اغتنام المنى * فما ليالى الانس الاقصار
و انما العيش لمن رامه * نفس تدارى و كؤس تدار
و روحه الراح و ريحانه * فى طيبه بالوصل او بالعقار « 10 »
هامش
( 8 ) . براى شرح حال ابن الابار رجوع كنيد به « فوات الوفيات » ج 2 / ص 226 - 227 . « نفح الطيب » ج 2 / ص 578 - 580 . « تاريخ الدولتين الموحديه و الحفصيه » از الزركشى ( تونس 1289 ه ) ص 27 . زركشى تاريخ وفات او را در سال 658 ه ضبط كرده است . نسخهاى از كتاب « تحفة القادم » در كتابخانه اسكوريال ( به شماره 356 الغزيرى ) و نسخهاى از كتاب « اعتاب الكتاب » ( به شماره 1731 ) در همانجا موجود است .
( 9 ) . رجوع كنيد به « ازهار الرياض » ج 1 / ص 47 . « نفح الطيب » ج 2 / ص 595 .
( 10 ) . همهء قصيده در « نفح الطيب » آمده است ج 2 / ص 595 و 596 .