آن تاب و توانى داشت درخشيد . آنگاه عظمت اعصار فرناندو و ايسابلا و شارل پنجم و فيليپ دوم و كلومبوس و كورتس و بيثارّو روى به ضعف نهاد تا با مرگ او دولتى عظيم بميرد . سپس با سيادت محاكم تفتيش نشانههاى ويرانى آشكار شد و بر اسپانيا ظلمت سايه افكند . . . فنون و علوم اشبيليه و طليطله و المريه پايان گرفت و صنايع نابود شد .
مدارس عمومى لگدكوب شد تا زوال آنها زوال آثار اسلام را در پى داشته باشد .
شهرهاى بزرگ خراب شد . صفا و طراوت درههاى سرسبز ناپديد گرديد و بدبختى و بينوايى جاى آنها را گرفت و دزدان و راهزنان جاى دانشجويان و بازرگانان و سلحشوران را گرفتند . چنين بود انحطاط اسپانيا پس از دور راندن عربها . « 17 »
هامش
( 17 ) .niapS ni srooM ehT : elooP - enaL