ساختند . « 12 »
خاورشناس اسپانيايى دلاكاخيكاس معتقد است كه تأسيس دولت غرناطه به وسيلهء بنى نصر واقعا همچون معمايى جلوه مىكند ، زيرا اين دولت در موقعيتى تولد يافت كه شرايط مناسب نبود و ابن الاحمر بر خلاف ابن هود و ابن مردنيش از خاندان حكام عصر موحدى نبود . او مردى تنها بود در شهر خود ارجونه حتى از نفوذ محلى هم برخوردارى نداشت . عامل واقعى پيروزى او علاوه بر جرئت و شجاعتش ، در خانواده و جمع دوستان و همپيمانان او چون بنى اشقيلوله متمركز بود . « 13 »
بههرحال امارت كوچك غرناطه از گرداب هرجومرجى كه اندلس را پس از برافتادن دولت موحدى در ميان گرفته بود ، سر بر كرد ولى آنچه مهمتر از تأسيس چنين دولتى بود ، نگهداشتن آن بود در مسير حوادث و ابن الاحمر محمد بن يوسف به خوبى از عهدهء اين مهم برآمد .
اندلس در اثر جنگهاى داخلى پارهپاره شده بود و در هر گوشه كسى دم از خودكامگى و استقلال مىزد . ابن الاحمر مىخواست همهء اين حكومتهاى محلى را در يك دولت مندرج سازد و براى تحقق اين هدف از يارى و تأييد جمع كثيرى از مردم اندلس برخوردار بود . براى آنكه همهء اندلسيان در تحت لواى او گرد آيند مانعى نبود ، ولى در سوى ديگر خردك حكام آزمند و تنگنظرى بودند كه خوشتر مىداشتند خود را در پناه پادشاهى مسيحى كشند تا ابن الاحمر . اين وضع به نوعى خاص در مرسيه و در مشرق اندلس آشكار بود . چنان كه پيش از اين گفتيم ، والى مرسيه محمد بن على بن هود و حكام لقنت و اوريوله و قرطاجنه و جنجاله و غير آن با پادشاه قشتاله پيمان صلح بستند و به اطاعت او درآمدند و جزيه بر عهده گرفتند تا مگر به نيروى او روزى چند بر قلمرو حكومت خود پايدار مانند . پس از اين پيمان مرسيه تسليم شد و آلفونسو پسر
هامش
( 12 ) . ابن خلدون ، ج / 7 ، ص 197 .
( 13 ) .. 624 524 . P ) 8491 dirdaM ( serajeduM soL : sacigaC al ed ordisI