ساختند . جماعتى نيز به قسطنطينيه رسيدند و به مصر و شام و ديگر بلاد اسلام رفتند .
حال ايشان در اين زمان بر همين منوال است . « 10 »
ابن دينار تونسى كه تاريخ خود را قريب به هفتاد سال بعد از اين فاجعه نوشته در اخبار سال 1017 ه گويد : در اين سال و سال بعد اندلسيان از بلاد نصارى بيامدند . فرمانرواى اسپانيا آنان را اخراج كرده بود . جماعت كثيرى بودند . عثمانداى آنان را جاى داد و ضعفاى ايشان را ميان مردم تقسيم كرد و اجازه داد تا هرجا كه خواهند آبادان سازند . هناشير را خريدند و در آنجا خانهها ساختند و در آن بلاد كارهاى عمرانى كردند و قريب بيست موضع را آبادان كردند . كه بعضى از آنها شهرهاى بزرگ شدند . تاكستانها غرس كردند و درختان زيتون كاشتند و بستانها احداث كردند و جادهها ساختند و در ميان اهل بلاد اعتبارى تمام يافتند . « 11 »
از قول صاحب كتاب الخلاصة النقيه كه از آثار متأخر است آمده است كه در سال 1016 مهاجران از جزيرهء اندلس به تونس آمدند . صاحب تونس عثمان داى آنان را در كنف حمايت خود گرفت و اجازه داد در مملكت او روستاهايى احداث كنند و آنان حدود بيست روستا احداث كردند . درباريان را از آنان خوش آمد و حرفههايشان را بياموختند و به آنان كارها تفويض كردند . « 12 »
اين چند متن مختصر همهء مطالبى است كه در روايات اسلامى از حادثه اخراج عربهاى مسيحى شده آمده است . نوشتهء المقرى مآخذ همه كسانى بوده است كه بعد از او در اين مقوله سخن گفتهاند . « 13 » شايد علت اين نقص يكى اين بوده كه نويسندگان مغرب كه در آن عصر مىزيستهاند حادثهء اخراج را چندان مورد توجه قرار ندادهاند و در
هامش
( 10 ) . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 617 .
( 11 ) . المؤنس فى اخبار افريقيه و تونس ( چاپ تونس ) ص 193 .
( 12 ) . الخلاصة النقيه ( تونس ) ص 91 .
( 13 ) - رجوع كنيد به الاستقصاء ج 3 / ص 101 .